| شکل سوم شخص مفرد | disbars |
| زمان گذشته | disbarred |
| قسمت سوم فعل | disbarred |
| صفت یا فعل حال استمراری | disbarring |
| جمع | disbars |
The prosecutor in the case was recently disbar red and given a day in jail.
دادستان پرونده اخیراً از وکالت سلب شده و یک روز در زندان گذرانده است.
The bar association condemned the lawyer's actions but did not disbar him.
انجمن وکلا از اقدامات وکیل انتقاد کرد اما از وکالت او سلب نکرد.
The lawyer was disbarred for unethical behavior.
وکیل به دلیل رفتار غیراخلاقی از وکالت سلب شد.
The committee decided to disbar the attorney for misconduct.
کمیته تصمیم گرفت وکیل را به دلیل سوء رفتار از وکالت سلب کند.
It is rare for a judge to be disbarred.
سلب وکالت از یک قاضی نادر است.
The state bar association may disbar attorneys for various reasons.
انجمن ایالتی وکلا ممکن است وکلای زیادی را به دلایل مختلف از وکالت سلب کند.
The court has the power to disbar lawyers for professional misconduct.
دادگاه این قدرت را دارد که وکلای متخلف را به دلیل سوء رفتار حرفه ای از وکالت سلب کند.
The attorney faced the possibility of being disbarred for his actions.
وکیل با احتمال سلب وکالت به دلیل اقداماتش روبرو بود.
The decision to disbar a lawyer is not taken lightly.
تصمیم به سلب وکالت از یک وکیل به راحتی گرفته نمی شود.
The consequences of being disbarred can be severe for a lawyer's career.
عواقب سلب وکالت می تواند برای حرفه یک وکیل بسیار جدی باشد.
The attorney's license to practice law was disbarred due to a conflict of interest.
مجوز وکیل برای فعالیت قانونی به دلیل تضاد منافع سلب شد.
The state bar association has the authority to investigate complaints and potentially disbar lawyers.
انجمن ایالتی وکلا این اختیار را دارد که شکایات را بررسی کند و به طور بالقوه وکلای زیادی را از وکالت سلب کند.
You'd be disbarred, or, worse, be sent to prison?
شما از وکیل بودن محروم میشوید، یا بدتر از آن، به زندان فرستاده میشوید؟
منبع: The Good Place Season 2Smaller parties will struggle to put women on their lists and, without them, they will be disbarred.
احزاب کوچکتر برای قرار دادن زنان در لیستهای خود تلاش خواهند کرد و در غیر این صورت، از وکیل بودن محروم خواهند شد.
منبع: The Economist - ComprehensiveInstead, you've devoted university resources to having me disbarred, the legality of which is questionable in its own right.
در عوض، شما منابع دانشگاه را صرف تلاش برای محروم کردن من از وکیل بودن کردهاید، قانونی بودن آن موضوعی است که خود به خود مورد سوال است.
منبع: Out of Control Season 3If I don't, this whole firm could get disbarred.
اگر اینطور نشود، کل این شرکت ممکن است از وکیل بودن محروم شود.
منبع: The Practice Season 6Which you can't tell us or you will get disbarred.
که نمیتوانید به ما بگویید و در غیر این صورت، از وکیل بودن محروم خواهید شد.
منبع: The Good Wife Season 2And he describes himself in the filing as a disbarred and disgraced former lawyer who is currently in house arrest.
و او خود را در پرونده به عنوان یک وکیل سابق که از وکیل بودن محروم و رسوا شده و در حال حاضر در بازداشت خانگی است، توصیف میکند.
منبع: NPR News September 2021 CompilationLorenzo Gadon has been disbarred because of what the court said was his misogynistic, sexist, abusive, and repeated intemperate language.
لورنزو گادون به دلیل آنچه دادگاه گفت، زبان زنستیزانه، سخیف، آزاردهنده و تکراری او از وکیل بودن محروم شده است.
منبع: BBC Listening Collection June 2023Will is a bad boy. - Disbarred bad boy.
ویل پسر بدی است. - پسر بد که از وکیل بودن محروم شده است.
منبع: The Good Wife Season 4Disbarred for life if you go down on non-disclosure.
در صورت افشا نکردن، برای همیشه از وکیل بودن محروم خواهید شد.
منبع: Silk Season 2I could be disbarred just for touching that will.
من فقط به خاطر لمس کردن آن وصیتنامه ممکن است از وکیل بودن محروم شوم.
منبع: Pretty Little Liars Season 2The prosecutor in the case was recently disbar red and given a day in jail.
دادستان پرونده اخیراً از وکالت سلب شده و یک روز در زندان گذرانده است.
The bar association condemned the lawyer's actions but did not disbar him.
انجمن وکلا از اقدامات وکیل انتقاد کرد اما از وکالت او سلب نکرد.
The lawyer was disbarred for unethical behavior.
وکیل به دلیل رفتار غیراخلاقی از وکالت سلب شد.
The committee decided to disbar the attorney for misconduct.
کمیته تصمیم گرفت وکیل را به دلیل سوء رفتار از وکالت سلب کند.
It is rare for a judge to be disbarred.
سلب وکالت از یک قاضی نادر است.
The state bar association may disbar attorneys for various reasons.
انجمن ایالتی وکلا ممکن است وکلای زیادی را به دلایل مختلف از وکالت سلب کند.
The court has the power to disbar lawyers for professional misconduct.
دادگاه این قدرت را دارد که وکلای متخلف را به دلیل سوء رفتار حرفه ای از وکالت سلب کند.
The attorney faced the possibility of being disbarred for his actions.
وکیل با احتمال سلب وکالت به دلیل اقداماتش روبرو بود.
The decision to disbar a lawyer is not taken lightly.
تصمیم به سلب وکالت از یک وکیل به راحتی گرفته نمی شود.
The consequences of being disbarred can be severe for a lawyer's career.
عواقب سلب وکالت می تواند برای حرفه یک وکیل بسیار جدی باشد.
The attorney's license to practice law was disbarred due to a conflict of interest.
مجوز وکیل برای فعالیت قانونی به دلیل تضاد منافع سلب شد.
The state bar association has the authority to investigate complaints and potentially disbar lawyers.
انجمن ایالتی وکلا این اختیار را دارد که شکایات را بررسی کند و به طور بالقوه وکلای زیادی را از وکالت سلب کند.
You'd be disbarred, or, worse, be sent to prison?
شما از وکیل بودن محروم میشوید، یا بدتر از آن، به زندان فرستاده میشوید؟
منبع: The Good Place Season 2Smaller parties will struggle to put women on their lists and, without them, they will be disbarred.
احزاب کوچکتر برای قرار دادن زنان در لیستهای خود تلاش خواهند کرد و در غیر این صورت، از وکیل بودن محروم خواهند شد.
منبع: The Economist - ComprehensiveInstead, you've devoted university resources to having me disbarred, the legality of which is questionable in its own right.
در عوض، شما منابع دانشگاه را صرف تلاش برای محروم کردن من از وکیل بودن کردهاید، قانونی بودن آن موضوعی است که خود به خود مورد سوال است.
منبع: Out of Control Season 3If I don't, this whole firm could get disbarred.
اگر اینطور نشود، کل این شرکت ممکن است از وکیل بودن محروم شود.
منبع: The Practice Season 6Which you can't tell us or you will get disbarred.
که نمیتوانید به ما بگویید و در غیر این صورت، از وکیل بودن محروم خواهید شد.
منبع: The Good Wife Season 2And he describes himself in the filing as a disbarred and disgraced former lawyer who is currently in house arrest.
و او خود را در پرونده به عنوان یک وکیل سابق که از وکیل بودن محروم و رسوا شده و در حال حاضر در بازداشت خانگی است، توصیف میکند.
منبع: NPR News September 2021 CompilationLorenzo Gadon has been disbarred because of what the court said was his misogynistic, sexist, abusive, and repeated intemperate language.
لورنزو گادون به دلیل آنچه دادگاه گفت، زبان زنستیزانه، سخیف، آزاردهنده و تکراری او از وکیل بودن محروم شده است.
منبع: BBC Listening Collection June 2023Will is a bad boy. - Disbarred bad boy.
ویل پسر بدی است. - پسر بد که از وکیل بودن محروم شده است.
منبع: The Good Wife Season 4Disbarred for life if you go down on non-disclosure.
در صورت افشا نکردن، برای همیشه از وکیل بودن محروم خواهید شد.
منبع: Silk Season 2I could be disbarred just for touching that will.
من فقط به خاطر لمس کردن آن وصیتنامه ممکن است از وکیل بودن محروم شوم.
منبع: Pretty Little Liars Season 2لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید