| جمع | disbursals |
fund disbursal
توزیع بودجه
disbursal process
فرآیند توزیع
disbursal amount
مبلغ توزیع شده
disbursal request
درخواست توزیع
disbursal date
تاریخ توزیع
disbursal approval
تایید توزیع
disbursal documentation
مستندات توزیع
disbursal policy
سیاست توزیع
disbursal schedule
برنامه توزیع
disbursal confirmation
تاییدیه توزیع
the disbursal of funds was delayed due to administrative issues.
توزیع بودجه به دلیل مشکلات اداری به تعویق افتاد.
we need to ensure the timely disbursal of grants to the applicants.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که اعطای کمکها به موقع به متقاضیان پرداخت شود.
the disbursal process must comply with all regulations.
فرآیند توزیع باید با کلیه مقررات مطابقت داشته باشد.
after the disbursal, the recipients must provide receipts.
پس از توزیع، دریافتکنندگان باید رسید ارائه دهند.
the disbursal of the scholarship was a significant moment for the students.
توزیع بورس تحصیلی یک لحظه مهم برای دانش آموزان بود.
they organized a meeting to discuss the disbursal of the funds.
آنها یک جلسه برای بحث در مورد توزیع بودجه برگزار کردند.
the disbursal schedule was outlined in the project proposal.
برنامه زمانبندی توزیع در پیشنهاد پروژه مشخص شده بود.
proper documentation is required for the disbursal of funds.
برای توزیع بودجه، مدارک مناسب مورد نیاز است.
the disbursal of financial aid is crucial for many students.
توزیع کمک های مالی برای بسیاری از دانش آموزان حیاتی است.
they faced challenges during the disbursal of emergency relief funds.
آنها در هنگام توزیع کمک های اضطراری با چالش هایی روبرو شدند.
fund disbursal
توزیع بودجه
disbursal process
فرآیند توزیع
disbursal amount
مبلغ توزیع شده
disbursal request
درخواست توزیع
disbursal date
تاریخ توزیع
disbursal approval
تایید توزیع
disbursal documentation
مستندات توزیع
disbursal policy
سیاست توزیع
disbursal schedule
برنامه توزیع
disbursal confirmation
تاییدیه توزیع
the disbursal of funds was delayed due to administrative issues.
توزیع بودجه به دلیل مشکلات اداری به تعویق افتاد.
we need to ensure the timely disbursal of grants to the applicants.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که اعطای کمکها به موقع به متقاضیان پرداخت شود.
the disbursal process must comply with all regulations.
فرآیند توزیع باید با کلیه مقررات مطابقت داشته باشد.
after the disbursal, the recipients must provide receipts.
پس از توزیع، دریافتکنندگان باید رسید ارائه دهند.
the disbursal of the scholarship was a significant moment for the students.
توزیع بورس تحصیلی یک لحظه مهم برای دانش آموزان بود.
they organized a meeting to discuss the disbursal of the funds.
آنها یک جلسه برای بحث در مورد توزیع بودجه برگزار کردند.
the disbursal schedule was outlined in the project proposal.
برنامه زمانبندی توزیع در پیشنهاد پروژه مشخص شده بود.
proper documentation is required for the disbursal of funds.
برای توزیع بودجه، مدارک مناسب مورد نیاز است.
the disbursal of financial aid is crucial for many students.
توزیع کمک های مالی برای بسیاری از دانش آموزان حیاتی است.
they faced challenges during the disbursal of emergency relief funds.
آنها در هنگام توزیع کمک های اضطراری با چالش هایی روبرو شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید