discolours

[ایالات متحده]/dɪsˈkʌləz/
[بریتانیا]/dɪsˈkʌlərz/

ترجمه

v. رنگ چیزی را تغییر دادن; رنگ محو شدن

عبارات و ترکیب‌ها

discolours fabric

تغییر رنگ پارچه

discolours quickly

به سرعت تغییر رنگ می‌دهد

discolours easily

به راحتی تغییر رنگ می‌دهد

discolours paint

رنگ‌آمیزی را تغییر می‌دهد

discolours skin

پوست را تغییر رنگ می‌دهد

discolours hair

موها را تغییر رنگ می‌دهد

discolours over time

با گذشت زمان تغییر رنگ می‌دهد

discolours under sunlight

تحت نور خورشید تغییر رنگ می‌دهد

discolours materials

مواد را تغییر رنگ می‌دهد

discolours due moisture

به دلیل رطوبت تغییر رنگ می‌دهد

جملات نمونه

exposure to sunlight discolours the fabric over time.

قرار گرفتن در معرض نور خورشید باعث تغییر رنگ پارچه در طول زمان می شود.

the paint discolours when it gets wet.

وقتی خیس می شود، رنگ تغییر می کند.

old photographs discolour and lose their clarity.

عکس های قدیمی تغییر رنگ می دهند و شفافیت خود را از دست می دهند.

certain chemicals can discolour metals.

برخی مواد شیمیایی می توانند فلزات را تغییر رنگ دهند.

improper storage can discolour food items.

نگهداری نامناسب می تواند باعث تغییر رنگ مواد غذایی شود.

over time, the wallpaper may discolour in humid conditions.

در طول زمان، ممکن است کاغذ دیواری در شرایط مرطوب تغییر رنگ دهد.

water exposure can discolour the paint on the walls.

قرار گرفتن در معرض آب می تواند باعث تغییر رنگ رنگ دیوارها شود.

heat can also discolour certain types of plastics.

گرما همچنین می تواند برخی از انواع پلاستیک ها را تغییر رنگ دهد.

some fruits discolour quickly after being cut.

برخی از میوه ها پس از برش به سرعت تغییر رنگ می دهند.

discoloured teeth can affect one's confidence.

دندان های تغییر رنگ داده می توانند بر اعتماد به نفس یک فرد تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید