discommodes

[ایالات متحده]/dɪsˈkɒməʊdz/
[بریتانیا]/dɪsˈkoʊmz/

ترجمه

vt. ناراحت کردن یا ایجاد مشکل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

discommodes others

آسیب رساندن به دیگران

discommodes me

آسیب رساندن به من

discommodes us

آسیب رساندن به ما

discommodes you

آسیب رساندن به شما

discommodes frequently

به طور مکرر آسیب رساندن

discommodes significantly

به طور قابل توجهی آسیب رساندن

discommodes the process

آسیب رساندن به روند

discommodes daily

به طور روزانه آسیب رساندن

discommodes everyone

آسیب رساندن به همه

discommodes the team

آسیب رساندن به تیم

جملات نمونه

the sudden change in plans discommodes everyone involved.

تغییر ناگهانی برنامه‌ها باعث ناراحتی همه افراد درگیر می‌شود.

his late arrival discommodes the entire meeting schedule.

تاخیر او کل برنامه جلسه را مختل می‌کند.

she apologized for any discommodes caused by the delay.

او برای هرگونه ناراحتی ناشی از تاخیر عذرخواهی کرد.

traveling during peak hours often discommodes commuters.

سفر در ساعات اوج ترافیک اغلب باعث ناراحتی مسافران می‌شود.

the construction work discommodes the residents in the area.

کارهای ساختمانی باعث ناراحتی ساکنان منطقه می‌شود.

discommodes can arise from unexpected changes in the itinerary.

ناراحتی‌ها می‌توانند از تغییرات غیرمنتظره در برنامه سفر ایجاد شوند.

she tried to minimize any discommodes during the event.

او سعی کرد ناراحتی‌های احتمالی در طول رویداد را به حداقل برساند.

his actions discommode those who rely on his punctuality.

اقدامات او باعث ناراحتی کسانی می‌شود که به به موقع بودن او متکی هستند.

the lack of proper signage discommodes visitors to the park.

نبود علائم راهنمایی مناسب باعث ناراحتی بازدیدکنندگان پارک می‌شود.

they were concerned that the changes would discommode their clients.

آنها نگران بودند که تغییرات باعث ناراحتی مشتریانشان شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید