embarrasses me
من را شرمنده میکند
embarrasses others
دیگران را شرمنده میکند
embarrasses you
شما را شرمنده میکند
embarrasses him
او را شرمنده میکند
embarrasses herself
خودش را شرمنده میکند
embarrasses us
ما را شرمنده میکند
embarrasses me deeply
من را عمیقاً شرمنده میکند
embarrasses them
آنها را شرمنده میکند
embarrasses the team
تیم را شرمنده میکند
embarrasses the speaker
سخنران را شرمنده میکند
the mistake he made really embarrasses him.
اشتباهی که مرتکب شد واقعاً او را شرمسنده میکند.
it embarrasses me when i forget someone's name.
وقتی اسم کسی را فراموش میکنم، من را شرمسنده میکند.
she often embarrasses herself in social situations.
او اغلب در موقعیتهای اجتماعی خود را شرمسنده میکند.
his comments embarrass the entire team.
اظهارات او کل تیم را شرمسنده میکند.
it embarrasses me to ask for help.
درخواست کمک از من شرمسنده میکند.
being late to the meeting embarrasses everyone.
تاخیر در جلسه همه را شرمسنده میکند.
she didn't mean to embarrass her friend.
او نمیخواست دوستش را شرمسنده کند.
the situation embarrasses both of us.
این وضعیت هر دوی ما را شرمسنده میکند.
he feels embarrassed when he trips in public.
وقتی در ملا عام میافتد، احساس شرمسندگی میکند.
the question embarrasses the speaker.
این سؤال گوینده را شرمسنده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید