| جمع | discounters |
discounting discounter
تخفیفدهنده تخفیفدهنده
the discounter offered
تخفیفدهنده پیشنهاد کرد
discounter's deal
معامله تخفیفدهنده
discounter found
تخفیفدهنده پیدا کرد
discounter shop
فروشگاه تخفیفدهنده
discounter online
تخفیفدهنده آنلاین
discounter's choice
انتخاب تخفیفدهنده
the discount retailer offered a wide range of products.
خردهفروش تخفیقی، طیف گستردهای از محصولات را ارائه میکرد.
he was a savvy discounter, always searching for deals.
او یک خریدار تخفیفدار باهوش بود، همیشه به دنبال معاملات میگشت.
the discounter's strategy focused on low prices and high volume.
استراتژی خریدار تخفیفدار بر روی قیمتهای پایین و حجم بالا متمرکز بود.
many customers flock to discounters for affordable goods.
بسیاری از مشتریان برای خرید کالاهای مقرون به صرفه به خریداران تخفیفدار هجوم میآورند.
the discounter faced competition from online retailers.
خریدار تخفیفدار با رقابت از سوی خردهفروشان آنلاین روبرو بود.
she's a regular at the local discounter's store.
او اغلب به مغازه خریدار تخفیفدار محلی سر میزند.
the discounter announced a major clearance sale.
خریدار تخفیفدار اعلام کرد که حراج بزرگ پاکسازی برگزار میکند.
he worked as a buyer for a large discounter.
او به عنوان خریدار برای یک خریدار تخفیفدار بزرگ کار میکرد.
the discounter's private label brand was gaining popularity.
برند اختصاصی خریدار تخفیفدار در حال محبوبیت بود.
the discounter offered a loyalty program for repeat customers.
خریدار تخفیفدار یک برنامه وفاداری برای مشتریان تکراری ارائه میکرد.
the discounter's success depended on efficient supply chains.
موفقیت خریدار تخفیفدار به زنجیرههای تامین کارآمد بستگی داشت.
the discounter's marketing emphasized value for money.
بازاریابی خریدار تخفیفدار بر ارزش در برابر پول تاکید داشت.
discounting discounter
تخفیفدهنده تخفیفدهنده
the discounter offered
تخفیفدهنده پیشنهاد کرد
discounter's deal
معامله تخفیفدهنده
discounter found
تخفیفدهنده پیدا کرد
discounter shop
فروشگاه تخفیفدهنده
discounter online
تخفیفدهنده آنلاین
discounter's choice
انتخاب تخفیفدهنده
the discount retailer offered a wide range of products.
خردهفروش تخفیقی، طیف گستردهای از محصولات را ارائه میکرد.
he was a savvy discounter, always searching for deals.
او یک خریدار تخفیفدار باهوش بود، همیشه به دنبال معاملات میگشت.
the discounter's strategy focused on low prices and high volume.
استراتژی خریدار تخفیفدار بر روی قیمتهای پایین و حجم بالا متمرکز بود.
many customers flock to discounters for affordable goods.
بسیاری از مشتریان برای خرید کالاهای مقرون به صرفه به خریداران تخفیفدار هجوم میآورند.
the discounter faced competition from online retailers.
خریدار تخفیفدار با رقابت از سوی خردهفروشان آنلاین روبرو بود.
she's a regular at the local discounter's store.
او اغلب به مغازه خریدار تخفیفدار محلی سر میزند.
the discounter announced a major clearance sale.
خریدار تخفیفدار اعلام کرد که حراج بزرگ پاکسازی برگزار میکند.
he worked as a buyer for a large discounter.
او به عنوان خریدار برای یک خریدار تخفیفدار بزرگ کار میکرد.
the discounter's private label brand was gaining popularity.
برند اختصاصی خریدار تخفیفدار در حال محبوبیت بود.
the discounter offered a loyalty program for repeat customers.
خریدار تخفیفدار یک برنامه وفاداری برای مشتریان تکراری ارائه میکرد.
the discounter's success depended on efficient supply chains.
موفقیت خریدار تخفیفدار به زنجیرههای تامین کارآمد بستگی داشت.
the discounter's marketing emphasized value for money.
بازاریابی خریدار تخفیفدار بر ارزش در برابر پول تاکید داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید