discourses

[ایالات متحده]/ˈdɪskɔːsɪz/
[بریتانیا]/ˈdɪskɔːrzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارتباط یا مباحثه نوشتاری یا گفتاری

عبارات و ترکیب‌ها

social discourses

گفتمان‌های اجتماعی

political discourses

گفتمان‌های سیاسی

cultural discourses

گفتمان‌های فرهنگی

critical discourses

گفتمان‌های انتقادی

public discourses

گفتمان‌های عمومی

educational discourses

گفتمان‌های آموزشی

media discourses

گفتمان‌های رسانه

scientific discourses

گفتمان‌های علمی

theoretical discourses

گفتمان‌های نظری

gender discourses

گفتمان‌های جنسیتی

جملات نمونه

different discourses shape our understanding of culture.

گفتمان‌های مختلف شکل‌دهنده درک ما از فرهنگ هستند.

academic discourses often influence public policy.

گفتمان‌های دانشگاهی اغلب بر سیاست‌های عمومی تأثیر می‌گذارند.

he is skilled at analyzing political discourses.

او در تجزیه و تحلیل گفتمان‌های سیاسی مهارت دارد.

discourses on climate change are becoming more urgent.

گفتمان‌ها در مورد تغییرات آب و هوایی به طور فزاینده‌ای فوری می‌شوند.

her research focuses on feminist discourses in literature.

تحقیقات او بر گفتمان‌های فمینیستی در ادبیات متمرکز است.

discourses of power can be found in various media.

می‌توان گفتمان‌های قدرت را در رسانه‌های مختلف یافت.

understanding different discourses is crucial for effective communication.

درک گفتمان‌های مختلف برای برقراری ارتباط موثر بسیار مهم است.

he challenged the dominant discourses in the debate.

او گفتمان‌های غالب را در بحث به چالش کشید.

there are various discourses surrounding mental health awareness.

گفتمان‌های مختلفی در مورد آگاهی از سلامت روان وجود دارد.

educational discourses can shape student experiences.

گفتمان‌های آموزشی می‌توانند تجربه دانش‌آموزان را شکل دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید