discoverable

[ایالات متحده]/dis'kʌvərəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل پیدا شدن یا افشا شدن

جملات نمونه

The information is easily discoverable on the company's website.

اطلاعات به راحتی در وب سایت شرکت قابل دسترس است.

The hidden treasure was finally discoverable after years of searching.

گنج پنهان پس از سال‌ها جستجو سرانجام قابل کشف بود.

The document is not easily discoverable without the proper keywords.

بدون کلمات کلیدی مناسب، این سند به راحتی قابل دسترس نیست.

The truth behind the mystery is discoverable if you keep searching for clues.

اگر به دنبال سرنخ‌ها بگردید، حقیقت پشت پرده معمای قابل کشف است.

The ancient ruins are now easily discoverable by tourists due to the new road construction.

با توجه به ساخت جاده جدید، اکنون بقایای باستانی به راحتی برای گردشگران قابل دسترس است.

The software has a feature that makes all files easily discoverable.

نرم افزار دارای قابلیتی است که باعث می شود همه فایل ها به راحتی قابل دسترس باشند.

The key to success is making your talents discoverable to the right people.

کلید موفقیت این است که استعدادهای خود را برای افراد مناسب آشکار کنید.

The scientist made a groundbreaking discovery that was later proven to be easily discoverable.

دانشمند کشفی شگرفی انجام داد که بعداً ثابت شد به راحتی قابل دسترس است.

The website's search function makes relevant information easily discoverable.

عملکرد جستجوی وب سایت اطلاعات مرتبط را به راحتی قابل دسترس می کند.

The missing pieces of the puzzle are now discoverable with the new clues we found.

قطعات گمشده پازل اکنون با سرنخ های جدیدی که پیدا کردیم قابل دسترس هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید