discriminationists' actions
عملیات کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
fighting discriminationists
مقابله با کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
exposing discriminationists
آشکار کردن کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
discriminationists face
چهره کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
challenging discriminationists
چالش گرفتن با کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
discriminationists' views
نظرات کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
targeting discriminationists
هدف قرار دادن کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
discriminationists' claims
دستاوردهای کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
discriminationists' tactics
روشهای کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
discriminationists' influence
تأثیر کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
many discriminationists actively promote harmful stereotypes and prejudices.
بیشتر دیسکریمینیتیونیستها فعالانه نمادهای خطرناک و تعصبات را ترویج میکنند.
we must challenge the views of discriminationists and advocate for equality.
ما باید نظرات دیسکریمینیتیونیستها را چالش میکنیم و برابری را ترویج دهیم.
the organization actively combats discriminationists and their discriminatory practices.
سازمان فعالانه با دیسکریمینیتیونیستها و رفتارهای تبعیض آمیز آنها مبارزه میکند.
the court ruled against the discriminationists in the housing case.
دیوان در پرونده مسکن علیه دیسکریمینیتیونیستها رای داد.
it's crucial to expose the motivations of discriminationists and their underlying biases.
اهمیت اصلی در آشکار کردن دلایل دیسکریمینیتیونیستها و تحيزهای پنهان آنها است.
the study highlighted the pervasive influence of discriminationists within the company.
این مطالعه تأثیر گسترده دیسکریمینیتیونیستها درون شرکت را روشن کرد.
we need to hold discriminationists accountable for their actions and words.
ما باید دیسکریمینیتیونیستها را به دلیل اعمال و کلامشان مسؤول میکنیم.
the campaign aims to silence the voices of online discriminationists.
این حمله به خاموش کردن صدای دیسکریمینیتیونیستهای آنلاین هدف دارد.
the legal team successfully sued the discriminationists for their discriminatory policies.
تیم حقوقی با موفقیت دیسکریمینیتیونیستها را به دلیل سیاستهای تبعیض آمیزشان دعوی کرد.
the community rallied against the discriminationists who targeted minority groups.
جامعه علیه دیسکریمینیتیونیستهایی که گروههای کمتریت را هدف قرار داده بودند تجمع کرد.
education is a powerful tool to dismantle the beliefs of discriminationists.
آموزش یک ابزار قدرتمند برای نابودی باورهای دیسکریمینیتیونیستهاست.
discriminationists' actions
عملیات کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
fighting discriminationists
مقابله با کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
exposing discriminationists
آشکار کردن کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
discriminationists face
چهره کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
challenging discriminationists
چالش گرفتن با کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
discriminationists' views
نظرات کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
targeting discriminationists
هدف قرار دادن کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
discriminationists' claims
دستاوردهای کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
discriminationists' tactics
روشهای کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
discriminationists' influence
تأثیر کسانی که از تفکیکگری پشتیبانی میکنند
many discriminationists actively promote harmful stereotypes and prejudices.
بیشتر دیسکریمینیتیونیستها فعالانه نمادهای خطرناک و تعصبات را ترویج میکنند.
we must challenge the views of discriminationists and advocate for equality.
ما باید نظرات دیسکریمینیتیونیستها را چالش میکنیم و برابری را ترویج دهیم.
the organization actively combats discriminationists and their discriminatory practices.
سازمان فعالانه با دیسکریمینیتیونیستها و رفتارهای تبعیض آمیز آنها مبارزه میکند.
the court ruled against the discriminationists in the housing case.
دیوان در پرونده مسکن علیه دیسکریمینیتیونیستها رای داد.
it's crucial to expose the motivations of discriminationists and their underlying biases.
اهمیت اصلی در آشکار کردن دلایل دیسکریمینیتیونیستها و تحيزهای پنهان آنها است.
the study highlighted the pervasive influence of discriminationists within the company.
این مطالعه تأثیر گسترده دیسکریمینیتیونیستها درون شرکت را روشن کرد.
we need to hold discriminationists accountable for their actions and words.
ما باید دیسکریمینیتیونیستها را به دلیل اعمال و کلامشان مسؤول میکنیم.
the campaign aims to silence the voices of online discriminationists.
این حمله به خاموش کردن صدای دیسکریمینیتیونیستهای آنلاین هدف دارد.
the legal team successfully sued the discriminationists for their discriminatory policies.
تیم حقوقی با موفقیت دیسکریمینیتیونیستها را به دلیل سیاستهای تبعیض آمیزشان دعوی کرد.
the community rallied against the discriminationists who targeted minority groups.
جامعه علیه دیسکریمینیتیونیستهایی که گروههای کمتریت را هدف قرار داده بودند تجمع کرد.
education is a powerful tool to dismantle the beliefs of discriminationists.
آموزش یک ابزار قدرتمند برای نابودی باورهای دیسکریمینیتیونیستهاست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید