discriminationists

[ایالات متحده]/[ˌdɪsˈkrɪmɪnɪʃənɪsts]/
[بریتانیا]/[ˌdɪsˈkrɪmɪnɪʃənɪsts]/

ترجمه

n. افرادی که تبعیض را اجرا یا حمایت می‌کنند؛ افرادی که به اقدامات یا سیاست‌های تبعیض‌آمیز انتساب می‌شوند؛ افرادی که فعالانه در رفتارهای تبعیض‌آمیز شرکت می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

discriminationists' actions

عملیات کسانی که از تفکیک‌گری پشتیبانی می‌کنند

fighting discriminationists

مقابله با کسانی که از تفکیک‌گری پشتیبانی می‌کنند

exposing discriminationists

آشکار کردن کسانی که از تفکیک‌گری پشتیبانی می‌کنند

discriminationists face

چهره کسانی که از تفکیک‌گری پشتیبانی می‌کنند

challenging discriminationists

چالش گرفتن با کسانی که از تفکیک‌گری پشتیبانی می‌کنند

discriminationists' views

نظرات کسانی که از تفکیک‌گری پشتیبانی می‌کنند

targeting discriminationists

هدف قرار دادن کسانی که از تفکیک‌گری پشتیبانی می‌کنند

discriminationists' claims

دستاوردهای کسانی که از تفکیک‌گری پشتیبانی می‌کنند

discriminationists' tactics

روش‌های کسانی که از تفکیک‌گری پشتیبانی می‌کنند

discriminationists' influence

تأثیر کسانی که از تفکیک‌گری پشتیبانی می‌کنند

جملات نمونه

many discriminationists actively promote harmful stereotypes and prejudices.

بیشتر دیسکریمینیتیونیست‌ها فعالانه نمادهای خطرناک و تعصبات را ترویج می‌کنند.

we must challenge the views of discriminationists and advocate for equality.

ما باید نظرات دیسکریمینیتیونیست‌ها را چالش می‌کنیم و برابری را ترویج دهیم.

the organization actively combats discriminationists and their discriminatory practices.

سازمان فعالانه با دیسکریمینیتیونیست‌ها و رفتارهای تبعیض آمیز آنها مبارزه می‌کند.

the court ruled against the discriminationists in the housing case.

دیوان در پرونده مسکن علیه دیسکریمینیتیونیست‌ها رای داد.

it's crucial to expose the motivations of discriminationists and their underlying biases.

اهمیت اصلی در آشکار کردن دلایل دیسکریمینیتیونیست‌ها و تحيزهای پنهان آنها است.

the study highlighted the pervasive influence of discriminationists within the company.

این مطالعه تأثیر گسترده دیسکریمینیتیونیست‌ها درون شرکت را روشن کرد.

we need to hold discriminationists accountable for their actions and words.

ما باید دیسکریمینیتیونیست‌ها را به دلیل اعمال و کلامشان مسؤول می‌کنیم.

the campaign aims to silence the voices of online discriminationists.

این حمله به خاموش کردن صدای دیسکریمینیتیونیست‌های آنلاین هدف دارد.

the legal team successfully sued the discriminationists for their discriminatory policies.

تیم حقوقی با موفقیت دیسکریمینیتیونیست‌ها را به دلیل سیاست‌های تبعیض آمیزشان دعوی کرد.

the community rallied against the discriminationists who targeted minority groups.

جامعه علیه دیسکریمینیتیونیست‌هایی که گروه‌های کمتریت را هدف قرار داده بودند تجمع کرد.

education is a powerful tool to dismantle the beliefs of discriminationists.

آموزش یک ابزار قدرتمند برای نابودی باورهای دیسکریمینیتیونیست‌هاست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید