disembed data
گنجاندن دادهها
disembed elements
گنجاندن المانها
disembed content
گنجاندن محتوا
disembed objects
گنجاندن اشیاء
disembed information
گنجاندن اطلاعات
disembed files
گنجاندن فایلها
disembed resources
گنجاندن منابع
disembed components
گنجاندن اجزا
disembed images
گنجاندن تصاویر
disembed structure
گنجاندن ساختار
it's important to disembed the components for proper maintenance.
برای نگهداری مناسب، جداسازی اجزا ضروری است.
to understand the system, we need to disembed the data layers.
برای درک سیستم، ما نیاز داریم لایه های داده را جدا کنیم.
he had to disembed the old software from the new system.
او مجبور شد نرم افزار قدیمی را از سیستم جدید جدا کند.
researchers decided to disembed the variables for clearer analysis.
محققان تصمیم گرفتند متغیرها را برای تجزیه و تحلیل واضح تر جدا کنند.
before upgrading, we must disembed the current configurations.
قبل از ارتقا، ما باید پیکربندی های فعلی را جدا کنیم.
to improve performance, they need to disembed the excess code.
برای بهبود عملکرد، آنها باید کد اضافی را جدا کنند.
it's necessary to disembed the outdated modules from the application.
جدا کردن ماژول های قدیمی از برنامه ضروری است.
she learned how to disembed the parts to fix the issue.
او یاد گرفت که چگونه قطعات را جدا کند تا مشکل را برطرف کند.
the technician will disembed the faulty circuit for inspection.
تکنسین مدار معیوب را برای بازرسی جدا خواهد کرد.
to enhance clarity, we should disembed the conflicting elements.
برای افزایش وضوح، باید عناصر متناقض را جدا کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید