disembed

[ایالات متحده]/dɪsɪmˈbɛd/
[بریتانیا]/dɪsɪmˈbɛd/

ترجمه

vt. برای کندن (یک گیاه)؛ برای استخراج (چیزی که دفن شده)

عبارات و ترکیب‌ها

disembed data

گنجاندن داده‌ها

disembed elements

گنجاندن المان‌ها

disembed content

گنجاندن محتوا

disembed objects

گنجاندن اشیاء

disembed information

گنجاندن اطلاعات

disembed files

گنجاندن فایل‌ها

disembed resources

گنجاندن منابع

disembed components

گنجاندن اجزا

disembed images

گنجاندن تصاویر

disembed structure

گنجاندن ساختار

جملات نمونه

it's important to disembed the components for proper maintenance.

برای نگهداری مناسب، جداسازی اجزا ضروری است.

to understand the system, we need to disembed the data layers.

برای درک سیستم، ما نیاز داریم لایه های داده را جدا کنیم.

he had to disembed the old software from the new system.

او مجبور شد نرم افزار قدیمی را از سیستم جدید جدا کند.

researchers decided to disembed the variables for clearer analysis.

محققان تصمیم گرفتند متغیرها را برای تجزیه و تحلیل واضح تر جدا کنند.

before upgrading, we must disembed the current configurations.

قبل از ارتقا، ما باید پیکربندی های فعلی را جدا کنیم.

to improve performance, they need to disembed the excess code.

برای بهبود عملکرد، آنها باید کد اضافی را جدا کنند.

it's necessary to disembed the outdated modules from the application.

جدا کردن ماژول های قدیمی از برنامه ضروری است.

she learned how to disembed the parts to fix the issue.

او یاد گرفت که چگونه قطعات را جدا کند تا مشکل را برطرف کند.

the technician will disembed the faulty circuit for inspection.

تکنسین مدار معیوب را برای بازرسی جدا خواهد کرد.

to enhance clarity, we should disembed the conflicting elements.

برای افزایش وضوح، باید عناصر متناقض را جدا کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید