disembowel

[ایالات متحده]/ˌdɪsɪm'baʊəl/
[بریتانیا]/ˌdɪsɪm'baʊəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اندام‌های داخلی را خارج کردن (یا برداشتن)، به‌ویژه با باز کردن شکم.
شکل‌های واژه
زمان گذشتهdisembowelled
قسمت سوم فعلdisembowelled
صفت یا فعل حال استمراریdisembowelling
شکل سوم شخص مفردdisembowels
جمعdisembowels

نمونه‌های واقعی

I bet they could disembowel you with their claws.

من شرط می‌بندم که آنها می‌توانند شما را با چنگال‌هایشان احشا کنند.

منبع: CNN 10 Student English May 2023 Compilation

Don't you have some poor animal to disembowel?

آیا شما حیوان فقیر برای احشای آن ندارید؟

منبع: Ice Age 1 Highlights

In another, he disemboweled a monkey and challenged his colleagues to repair it.

در غیر این صورت، او یک میمون را احشا کرد و از همکارانش خواست آن را تعمیر کنند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Allosaurus uses the enormous claws on its feet to disembowel its helpless prey.

آلوزوروس از پنجه های بزرگ روی پاهایش برای احشای طعمه های ناتوان خود استفاده می کند.

منبع: Jurassic Fight Club

Bodies were found disemboweled decapitated and with their hearts brutally removed or impaled by wooden stakes.

جسدها با احشا شده، جدا شده سر و با قلب آنها به طور وحشیانه خارج شده یا با میخ های چوبی شکسته شده، پیدا شدند.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

When my uncle was in a reeducation camp, he would imagine disemboweling his torturers with a bamboo spike.

وقتی که عموی من در یک اردوگاه بازآموزی بود، تصور می کرد که با یک میخ بامبو شکنجه گران خود را احشا کند.

منبع: Young Sheldon Season 2

It was there that they found a disemboweled black cat, a tin can with pieces of burnt wood from a coffin, but no Bernardo.

در آنجا بود که آنها یک گربه سیاه احشا شده، یک قوطی تن با تکه های چوب سوخته از یک تابوت، اما بدون برناردو پیدا کردند.

منبع: Learn English with Matthew.

The hills have been cut and scalped, and every gorge and gulch and valley torn to pieces and disemboweled, expressing a fierce and desperate energy hard to understand.

تپه ها بریده و سر کنده شده اند و هر دره و گودال و دره به تکه های قطعه قطعه شده و احشا شده اند و انرژی شدید و ناامیدانه ای را نشان می دهند که درک آن دشوار است.

منبع: The Mountains of California (Part 2)

The bull had driven Felicite up against a fence; the foam from his muzzle flew in her face and in another minute he would have disembowelled her.

گاومیش، فلیسیته را به سمت نرده راند؛ کف از پوزه اش به صورتش برخورد کرد و در عرض یک دقیقه او را احشا می کرد.

منبع: A simple heart.

After he was killed, he was disemboweled, and his intestines ripped out so that his body would sink when rolled into the lake-a detail that I've compulsively reviewed in my mind since I first heard it.

بعد از اینکه کشته شد، احشا شد و روده هایش را بیرون انداختند تا وقتی که در دریاچه چرخاندند غرق شود - جزئیاتی که از زمانی که اولین بار آن را شنیدم به طور اجباری در ذهنم مرور کرده ام.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید