disesteems others
بی احترامی به دیگران
disesteems oneself
بی احترامی به خود
disesteems authority
بی احترامی به اقتدار
disesteems values
بی احترامی به ارزشها
disesteems success
بی احترامی به موفقیت
disesteems opinions
بی احترامی به نظرات
disesteems knowledge
بی احترامی به دانش
disesteems traditions
بی احترامی به سنتها
disesteems achievements
بی احترامی به دستاوردها
disesteems efforts
بی احترامی به تلاشها
he disesteems those who do not work hard.
او کسانی را که سخت کار نمیکنند، کمارزش میداند.
many people disesteem the importance of education.
بسیاری از مردم اهمیت آموزش را نادیده میگیرند.
she disesteems the advice given by her peers.
او نصایح همسالان خود را بیارزش میداند.
disesteem can lead to a lack of respect in relationships.
بیارزشی میتواند منجر به فقدان احترام در روابط شود.
he disesteems those who are not ambitious.
او کسانی را که جاهطلب نیستند، کمارزش میداند.
disesteem for the elderly is a troubling trend.
بیارزشی برای افراد مسن یک روند نگرانکننده است.
she felt that society disesteems artists.
او احساس میکرد که جامعه هنرمندان را بیارزش میداند.
disesteem can damage one's self-esteem.
بیارزشی میتواند عزت نفس یک فرد را خدشهدار کند.
he disesteems material wealth over personal integrity.
او ثروت مادی را نسبت به یکپارچگی شخصی بیارزش میداند.
many disesteem the opinions of those who lack experience.
بسیاری از مردم نظرات کسانی را که فاقد تجربه هستند، نادیده میگیرند.
disesteems others
بی احترامی به دیگران
disesteems oneself
بی احترامی به خود
disesteems authority
بی احترامی به اقتدار
disesteems values
بی احترامی به ارزشها
disesteems success
بی احترامی به موفقیت
disesteems opinions
بی احترامی به نظرات
disesteems knowledge
بی احترامی به دانش
disesteems traditions
بی احترامی به سنتها
disesteems achievements
بی احترامی به دستاوردها
disesteems efforts
بی احترامی به تلاشها
he disesteems those who do not work hard.
او کسانی را که سخت کار نمیکنند، کمارزش میداند.
many people disesteem the importance of education.
بسیاری از مردم اهمیت آموزش را نادیده میگیرند.
she disesteems the advice given by her peers.
او نصایح همسالان خود را بیارزش میداند.
disesteem can lead to a lack of respect in relationships.
بیارزشی میتواند منجر به فقدان احترام در روابط شود.
he disesteems those who are not ambitious.
او کسانی را که جاهطلب نیستند، کمارزش میداند.
disesteem for the elderly is a troubling trend.
بیارزشی برای افراد مسن یک روند نگرانکننده است.
she felt that society disesteems artists.
او احساس میکرد که جامعه هنرمندان را بیارزش میداند.
disesteem can damage one's self-esteem.
بیارزشی میتواند عزت نفس یک فرد را خدشهدار کند.
he disesteems material wealth over personal integrity.
او ثروت مادی را نسبت به یکپارچگی شخصی بیارزش میداند.
many disesteem the opinions of those who lack experience.
بسیاری از مردم نظرات کسانی را که فاقد تجربه هستند، نادیده میگیرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید