disfavorers are
نفرات کننده ها هستند
disfavorers of
نفرات کننده های
disfavorers' plan
طرح نفرات کننده ها
disfavorers exist
نفرات کننده ها وجود دارند
disfavorers act
نفرات کننده ها عمل می کنند
disfavorers may
نفرات کننده ها ممکن است
disfavorers face
نفرات کننده ها با...
disfavorers find
نفرات کننده ها پیدا می کنند
disfavorers know
نفرات کننده ها می دانند
english sentence
Persian_translation
the disfavorers of the new tax policy voiced their objections loudly.
معترضان قانون مالیاتی جدید با انتقاد خود به صدا درآمدند.
many business owners became disfavorers of the regulation after seeing its impact.
بسیاری از صاحبان کسب و کار پس از دیدن تأثیر آن، به معترضان قانون تبدیل شدند.
the disfavorers' coalition formed to challenge the government's decision.
اتحاد معترضان برای چالش گرفتن از تصمیم دولت تشکیل شد.
vocal disfavorers gathered outside the parliament building.
معترضان صدای خود را در خارج از ساختمان پارلمان بلند کردند.
even some initial supporters turned into disfavorers when they learned more details.
حتی برخی از حامیان اولیه وقتی جزئیات بیشتری را فهمیدند، به معترضان تبدیل شدند.
the mayor ignored the disfavorers and proceeded with the plan.
شهردار معترضان را نادیده گرفت و با برنامه ادامه داد.
public disfavorers organized a petition to repeal the law.
معترضان عمومی یک پیتیشن برای لغو قانون سازمان دادند.
the disfavorers argued that the changes would harm the economy.
معترضان استدلال کردند که این تغییرات به اقتصاد آسیب خواهد زد.
despite pressure from disfavorers, the bill passed unanimously.
در برابر فشار از سوی معترضان، قانون با اکثریت علیه تصویب شد.
the disfavorers' protests gained momentum over the following weeks.
اعتراضات معترضان در هفتههای بعدی قدرت گرفت.
several prominent citizens emerged as disfavorers of the proposed development.
چندین شهروند برجسته به عنوان معترضان از توسعه پیشنهادی ظهور کردند.
disfavorers are
نفرات کننده ها هستند
disfavorers of
نفرات کننده های
disfavorers' plan
طرح نفرات کننده ها
disfavorers exist
نفرات کننده ها وجود دارند
disfavorers act
نفرات کننده ها عمل می کنند
disfavorers may
نفرات کننده ها ممکن است
disfavorers face
نفرات کننده ها با...
disfavorers find
نفرات کننده ها پیدا می کنند
disfavorers know
نفرات کننده ها می دانند
english sentence
Persian_translation
the disfavorers of the new tax policy voiced their objections loudly.
معترضان قانون مالیاتی جدید با انتقاد خود به صدا درآمدند.
many business owners became disfavorers of the regulation after seeing its impact.
بسیاری از صاحبان کسب و کار پس از دیدن تأثیر آن، به معترضان قانون تبدیل شدند.
the disfavorers' coalition formed to challenge the government's decision.
اتحاد معترضان برای چالش گرفتن از تصمیم دولت تشکیل شد.
vocal disfavorers gathered outside the parliament building.
معترضان صدای خود را در خارج از ساختمان پارلمان بلند کردند.
even some initial supporters turned into disfavorers when they learned more details.
حتی برخی از حامیان اولیه وقتی جزئیات بیشتری را فهمیدند، به معترضان تبدیل شدند.
the mayor ignored the disfavorers and proceeded with the plan.
شهردار معترضان را نادیده گرفت و با برنامه ادامه داد.
public disfavorers organized a petition to repeal the law.
معترضان عمومی یک پیتیشن برای لغو قانون سازمان دادند.
the disfavorers argued that the changes would harm the economy.
معترضان استدلال کردند که این تغییرات به اقتصاد آسیب خواهد زد.
despite pressure from disfavorers, the bill passed unanimously.
در برابر فشار از سوی معترضان، قانون با اکثریت علیه تصویب شد.
the disfavorers' protests gained momentum over the following weeks.
اعتراضات معترضان در هفتههای بعدی قدرت گرفت.
several prominent citizens emerged as disfavorers of the proposed development.
چندین شهروند برجسته به عنوان معترضان از توسعه پیشنهادی ظهور کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید