disfavors

[ایالات متحده]/dɪsˈfeɪvəz/
[بریتانیا]/dɪsˈfeɪvərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بی‌محبتی یا نداشتن تأیید؛ از دست دادن محبت یا علاقه؛ بی‌علاقگی یا تنفر

عبارات و ترکیب‌ها

disfavors me

من را نپسندد

disfavors others

دیگران را نپسندد

disfavors you

شما را نپسندد

disfavors him

او (مرد) را نپسندد

disfavors her

او (زن) را نپسندد

disfavors them

آنها را نپسندد

disfavors us

ما را نپسندد

disfavors society

جامعه را نپسندد

disfavors progress

پیشرفت را نپسندد

disfavors growth

رشد را نپسندد

جملات نمونه

his actions often disfavors his reputation.

اقدامات او اغلب به ضرر شهرت او است.

the new policy disfavors small businesses.

سیاست جدید به ضرر کسب و کارهای کوچک است.

she felt that the decision disfavors her team.

او احساس کرد که این تصمیم به ضرر تیم او است.

disfavors in the market can lead to financial losses.

معایب در بازار می‌تواند منجر به ضررهای مالی شود.

his late arrival disfavors his chances of promotion.

تاخیر او در رسیدن، شانس او برای ارتقا را به خطر می‌اندازد.

the weather disfavors outdoor events.

آب و هوا برگزاری رویدادهای فضای باز را نامناسب می‌کند.

she believes that the new law disfavors workers' rights.

او معتقد است که قانون جدید حقوق کارگران را به خطر می‌اندازد.

disfavors in negotiations can lead to unresolved conflicts.

معایب در مذاکرات می‌تواند منجر به اختلافات حل نشده شود.

the current economic situation disfavors investment.

شرایط اقتصادی فعلی سرمایه گذاری را نامناسب می‌کند.

his attitude often disfavors collaboration.

مد نظر او اغلب همکاری را به خطر می‌اندازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید