disfavors me
من را نپسندد
disfavors others
دیگران را نپسندد
disfavors you
شما را نپسندد
disfavors him
او (مرد) را نپسندد
disfavors her
او (زن) را نپسندد
disfavors them
آنها را نپسندد
disfavors us
ما را نپسندد
disfavors society
جامعه را نپسندد
disfavors progress
پیشرفت را نپسندد
disfavors growth
رشد را نپسندد
his actions often disfavors his reputation.
اقدامات او اغلب به ضرر شهرت او است.
the new policy disfavors small businesses.
سیاست جدید به ضرر کسب و کارهای کوچک است.
she felt that the decision disfavors her team.
او احساس کرد که این تصمیم به ضرر تیم او است.
disfavors in the market can lead to financial losses.
معایب در بازار میتواند منجر به ضررهای مالی شود.
his late arrival disfavors his chances of promotion.
تاخیر او در رسیدن، شانس او برای ارتقا را به خطر میاندازد.
the weather disfavors outdoor events.
آب و هوا برگزاری رویدادهای فضای باز را نامناسب میکند.
she believes that the new law disfavors workers' rights.
او معتقد است که قانون جدید حقوق کارگران را به خطر میاندازد.
disfavors in negotiations can lead to unresolved conflicts.
معایب در مذاکرات میتواند منجر به اختلافات حل نشده شود.
the current economic situation disfavors investment.
شرایط اقتصادی فعلی سرمایه گذاری را نامناسب میکند.
his attitude often disfavors collaboration.
مد نظر او اغلب همکاری را به خطر میاندازد.
disfavors me
من را نپسندد
disfavors others
دیگران را نپسندد
disfavors you
شما را نپسندد
disfavors him
او (مرد) را نپسندد
disfavors her
او (زن) را نپسندد
disfavors them
آنها را نپسندد
disfavors us
ما را نپسندد
disfavors society
جامعه را نپسندد
disfavors progress
پیشرفت را نپسندد
disfavors growth
رشد را نپسندد
his actions often disfavors his reputation.
اقدامات او اغلب به ضرر شهرت او است.
the new policy disfavors small businesses.
سیاست جدید به ضرر کسب و کارهای کوچک است.
she felt that the decision disfavors her team.
او احساس کرد که این تصمیم به ضرر تیم او است.
disfavors in the market can lead to financial losses.
معایب در بازار میتواند منجر به ضررهای مالی شود.
his late arrival disfavors his chances of promotion.
تاخیر او در رسیدن، شانس او برای ارتقا را به خطر میاندازد.
the weather disfavors outdoor events.
آب و هوا برگزاری رویدادهای فضای باز را نامناسب میکند.
she believes that the new law disfavors workers' rights.
او معتقد است که قانون جدید حقوق کارگران را به خطر میاندازد.
disfavors in negotiations can lead to unresolved conflicts.
معایب در مذاکرات میتواند منجر به اختلافات حل نشده شود.
the current economic situation disfavors investment.
شرایط اقتصادی فعلی سرمایه گذاری را نامناسب میکند.
his attitude often disfavors collaboration.
مد نظر او اغلب همکاری را به خطر میاندازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید