disfluency

[ایالات متحده]/dɪsˈfluːənsi/
[بریتانیا]/dɪsˈfluənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت عدم روانی، به ویژه در گفتار

عبارات و ترکیب‌ها

speech disfluency

اختلال گفتاری

disfluency marker

نشانگر انقطاع

disfluency detection

تشخیص انقطاع

disfluency analysis

تجزیه و تحلیل انقطاع

disfluency rate

نرخ انقطاع

disfluency types

انواع انقطاع

disfluency effects

اثرات انقطاع

disfluency patterns

الگوهای انقطاع

disfluency occurrence

وقوع انقطاع

disfluency research

تحقیقات انقطاع

جملات نمونه

his disfluency in speech made it hard to understand him.

مشکل گفتاری او باعث می‌شد درک او دشوار باشد.

she worked hard to reduce her disfluency during presentations.

او سخت تلاش کرد تا در طول ارائه، مشکل گفتاری خود را کاهش دهد.

disfluency can often indicate nervousness in public speaking.

مشکل گفتاری اغلب می‌تواند نشان‌دهنده اضطراب در سخنرانی عمومی باشد.

he practiced daily to overcome his disfluency.

او روزانه تمرین کرد تا بر مشکل گفتاری خود غلبه کند.

children may experience disfluency as they learn to speak.

کودکان ممکن است در حین یادگیری صحبت کردن، مشکل گفتاری را تجربه کنند.

disfluency can be a natural part of language development.

مشکل گفتاری می‌تواند بخشی طبیعی از رشد زبان باشد.

she noticed a disfluency in his conversation style.

او متوجه یک مشکل گفتاری در سبک مکالمه او شد.

improving disfluency can enhance communication skills.

بهبود مشکل گفتاری می‌تواند مهارت‌های ارتباطی را افزایش دهد.

he sought help to address his speech disfluency.

او برای رفع مشکل گفتاری خود کمک خواست.

understanding disfluency is important for language teachers.

درک مشکل گفتاری برای معلمان زبان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید