stumbling

[ایالات متحده]/'stʌmbliŋ/
[بریتانیا]/ˈstʌmblɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناپایدار یا به طور ناشیانه حرکت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

keep stumbling

به زمین خوردن

constantly stumbling

به طور مداوم به زمین خوردن

stumbling over obstacles

برخورد با موانع و زمین خوردن

stumbling block

مانع

جملات نمونه

that bunch of stumbling amateurs.

آن دسته از آماتورهای دست و پا چلفتی

a major stumbling block to the acceptance of homeopathy.

یک مانع بزرگ برای پذیرش طب سوزنی.

got a real shiner from stumbling into the door.

واقعاً از برخورد با در کبود شدم.

The question of disarmament proved a major stumbling block to agreement.

مسئله خلع سلاح به عنوان یک مانع بزرگ برای دستیابی به توافق ثابت شد.

stumbling upon a hidden treasure

برخورد اتفاقی با گنج پنهان

stumbling in the dark

خارج شدن از مسیر در تاریکی

stumbling in high heels

خارج شدن از مسیر در کفش‌های پاشنه بلند

stumbling upon the truth

برخورد اتفاقی با حقیقت

stumbling over a solution

خارج شدن از مسیر در هنگام یافتن راه‌حل

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید