keep stumbling
به زمین خوردن
constantly stumbling
به طور مداوم به زمین خوردن
stumbling over obstacles
برخورد با موانع و زمین خوردن
stumbling block
مانع
that bunch of stumbling amateurs.
آن دسته از آماتورهای دست و پا چلفتی
a major stumbling block to the acceptance of homeopathy.
یک مانع بزرگ برای پذیرش طب سوزنی.
got a real shiner from stumbling into the door.
واقعاً از برخورد با در کبود شدم.
The question of disarmament proved a major stumbling block to agreement.
مسئله خلع سلاح به عنوان یک مانع بزرگ برای دستیابی به توافق ثابت شد.
stumbling upon a hidden treasure
برخورد اتفاقی با گنج پنهان
stumbling in the dark
خارج شدن از مسیر در تاریکی
stumbling in high heels
خارج شدن از مسیر در کفشهای پاشنه بلند
stumbling upon the truth
برخورد اتفاقی با حقیقت
stumbling over a solution
خارج شدن از مسیر در هنگام یافتن راهحل
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید