disgorges

[ایالات متحده]/dɪsˈɡɔːdʒɪz/
[بریتانیا]/dɪsˈɡɔrdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. محتویات را خارج کردن یا تخلیه کردن؛ استفراغ کردن؛ خارج شدن یا ترک کردن؛ ریختن (غذا، مایع و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

river disgorges

ریزش رودخانه

disgorges waste

خالی کردن زباله

disgorges contents

خالی کردن محتویات

disgorges energy

خالی کردن انرژی

disgorges secrets

افشای رازها

disgorges information

افشای اطلاعات

disgorges toxins

خالی کردن سموم

disgorges emotions

خالی کردن احساسات

disgorges data

خالی کردن داده‌ها

disgorges thoughts

خالی کردن افکار

جملات نمونه

the volcano disgorges lava during an eruption.

آتشفشان گدازه را در هنگام فوران بیرون می‌ریزد.

the river disgorges its waters into the ocean.

رودخانه آب‌های خود را به اقیانوس می‌ریزد.

the factory disgorges waste products into the river.

کارخانه مواد زائد را به رودخانه می‌ریزد.

the crowd disgorges from the stadium after the game.

هواداران پس از بازی از استادیوم خارج می‌شوند.

the whale disgorges its food after feeding.

نهنگ پس از تغذیه غذای خود را بیرون می‌ریزد.

the truck disgorges a load of gravel at the construction site.

کامیون مقدار زیادی سنگ‌ریزه را در محل ساخت و ساز تخلیه می‌کند.

the geyser disgorges hot water and steam into the air.

چشمه آب گرم و بخار را به هوا می‌ریزد.

the city disgorges its inhabitants into the streets at night.

شهروندان شب‌ها به خیابان‌ها می‌ریزند.

the machine disgorges products at a rapid pace.

ماشین با سرعت بالا محصولات را تخلیه می‌کند.

the volcano is known to disgorge ash and smoke.

آتشفشان به بیرون ریختن خاکستر و دود معروف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید