dressed in dishabilles
پوشیده شده با دشابیل
wearing dishabilles
پوشیدن دشابیل
disheveled dishabilles
دشابیل های نامرتب
casual dishabilles
دشابیل های معمولی
elegant dishabilles
دشابیل های ظریف
stylish dishabilles
دشابیل های شیک
fancy dishabilles
دشابیل های مجلل
simple dishabilles
دشابیل های ساده
dishabilles attire
لباس دشابیل
she appeared in public in her dishabilles.
او در ملاء عام با لباسهای نامناسب ظاهر شد.
he was caught in his dishabilles when the doorbell rang.
وقتی زنگ در به صدا درآمد، او در حالی که لباسهایش نامناسب بود، دستگیر شد.
the actress was photographed in her dishabilles.
عکس بازیگر در حالی که لباسهایش نامناسب بود گرفته شد.
she felt embarrassed in her dishabilles at the party.
او در مهمانی در حالی که لباسهایش نامناسب بود، احساس شرمندگی کرد.
he often lounges around the house in his dishabilles.
او اغلب در حالی که لباسهایش نامناسب است، در خانه استراحت میکند.
her dishabilles were not suitable for the formal event.
لباسهای نامناسب او برای رویداد رسمی مناسب نبودند.
they laughed when they saw him in his dishabilles.
وقتی او را در حالی که لباسهایش نامناسب بود دیدند، خندیدند.
it’s common to relax in your dishabilles at home.
استراحت کردن در خانه با لباسهای نامناسب معمول است.
she quickly changed out of her dishabilles before guests arrived.
او قبل از ورود مهمانان به سرعت لباسهای نامناسب خود را عوض کرد.
he was surprised to find her in her dishabilles.
او از اینکه او را در حالی که لباسهایش نامناسب بود پیدا کرد، تعجب کرد.
dressed in dishabilles
پوشیده شده با دشابیل
wearing dishabilles
پوشیدن دشابیل
disheveled dishabilles
دشابیل های نامرتب
casual dishabilles
دشابیل های معمولی
elegant dishabilles
دشابیل های ظریف
stylish dishabilles
دشابیل های شیک
fancy dishabilles
دشابیل های مجلل
simple dishabilles
دشابیل های ساده
dishabilles attire
لباس دشابیل
she appeared in public in her dishabilles.
او در ملاء عام با لباسهای نامناسب ظاهر شد.
he was caught in his dishabilles when the doorbell rang.
وقتی زنگ در به صدا درآمد، او در حالی که لباسهایش نامناسب بود، دستگیر شد.
the actress was photographed in her dishabilles.
عکس بازیگر در حالی که لباسهایش نامناسب بود گرفته شد.
she felt embarrassed in her dishabilles at the party.
او در مهمانی در حالی که لباسهایش نامناسب بود، احساس شرمندگی کرد.
he often lounges around the house in his dishabilles.
او اغلب در حالی که لباسهایش نامناسب است، در خانه استراحت میکند.
her dishabilles were not suitable for the formal event.
لباسهای نامناسب او برای رویداد رسمی مناسب نبودند.
they laughed when they saw him in his dishabilles.
وقتی او را در حالی که لباسهایش نامناسب بود دیدند، خندیدند.
it’s common to relax in your dishabilles at home.
استراحت کردن در خانه با لباسهای نامناسب معمول است.
she quickly changed out of her dishabilles before guests arrived.
او قبل از ورود مهمانان به سرعت لباسهای نامناسب خود را عوض کرد.
he was surprised to find her in her dishabilles.
او از اینکه او را در حالی که لباسهایش نامناسب بود پیدا کرد، تعجب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید