dishpan

[ایالات متحده]/ˈdɪʃpæn/
[بریتانیا]/ˈdɪʃpæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حوضه بزرگ و عمیق که برای شستن ظروف استفاده می‌شود
Word Forms
جمعdishpans

عبارات و ترکیب‌ها

dishpan hands

دست‌های ظرفشویی

dishpan full

ظرفشویی پر

dishpan water

آب ظرفشویی

dishpan soap

صابون ظرفشویی

dishpan scrubber

اسکرابر ظرفشویی

dishpan drain

دریچه تخلیه ظرفشویی

dishpan overflow

سرریز ظرفشویی

dishpan rack

قفسه ظرفشویی

dishpan clean

تمیز کردن ظرفشویی

dishpan style

سبک ظرفشویی

جملات نمونه

she filled the dishpan with soapy water.

او لگن را با آب صابون پر کرد.

i need a larger dishpan for washing the dishes.

من به یک لگن بزرگتر برای شستن بشقاب ها نیاز دارم.

the dishpan is too heavy to lift.

لگن خیلی سنگین است که بلند شود.

after dinner, she scrubbed the pots in the dishpan.

بعد از شام، او قابلمه ها را در لگن تمیز کرد.

he rinsed the vegetables in the dishpan.

او سبزیجات را در لگن آب کشید.

make sure to clean the dishpan after use.

مطمئن شوید که لگن را بعد از استفاده تمیز کنید.

the dishpan was filled to the brim with water.

لگن تا لبه با آب پر شده بود.

she used the dishpan to soak the dirty dishes.

او از لگن برای خیساندن بشقاب های کثیف استفاده کرد.

he bought a new dishpan for the kitchen.

او یک لگن جدید برای آشپزخانه خرید.

the dishpan needs to be replaced; it's cracked.

لگن باید تعویض شود؛ ترک خورده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید