dishwaters

[ایالات متحده]/ˈdɪʃˌwɔːtəz/
[بریتانیا]/ˈdɪʃˌwɔtərz/

ترجمه

n. آب شستشو; آبی که برای شستن ظروف استفاده می‌شود; (US) سوپ با طعم ضعیف

عبارات و ترکیب‌ها

dirty dishwaters

آب‌های کثیف

clean dishwaters

آب‌های تمیز

soapy dishwaters

آب‌های صابونی

hot dishwaters

آب‌های داغ

cold dishwaters

آب‌های سرد

stale dishwaters

آب‌های کهنه

full dishwaters

آب‌های پر

empty dishwaters

آب‌های خالی

clear dishwaters

آب‌های شفاف

smelly dishwaters

آب‌های بدبو

جملات نمونه

the dishwaters were so dirty that i could barely see my hands.

ظروف شستشو آنقدر کثیف بودند که حتی نمی‌توانستم دست‌هایم را ببینم.

after dinner, i always have to deal with the dishwaters.

بعد از شام، همیشه باید با ظرف‌های شستشو کنار بیایم.

she poured the dishwaters down the sink.

او ظرف‌های شستشو را داخل سینک ریخت.

the smell of the dishwaters filled the kitchen.

بوی ظرف‌های شستشو آشپزخانه را پر کرد.

he forgot to drain the dishwaters before leaving.

او قبل از رفتن فراموش کرد که ظرف‌های شستشو را تخلیه کند.

we need to change the dishwaters; they are too greasy.

ما باید ظرف‌های شستشو را عوض کنیم؛ خیلی چرب هستند.

she always complains about the dishwaters being too hot.

او همیشه در مورد اینکه ظرف‌های شستشو خیلی داغ هستند شکایت می‌کند.

after washing the dishes, the dishwaters were murky.

بعد از شستن ظرف‌ها، آب‌های شستشو گل‌آلود بودند.

he splashed some dishwaters on the floor accidentally.

او به طور تصادفی مقداری از آب‌های شستشو را روی زمین پاشید.

it's important to use hot water for the dishwaters.

استفاده از آب گرم برای شستن ظرف‌ها مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید