disinfested

[ایالات متحده]/ˌdɪsɪnˈfɛstɪd/
[بریتانیا]/ˌdɪsɪnˈfɛstɪd/

ترجمه

vt. آفت‌ها را از بین بردن

عبارات و ترکیب‌ها

disinfested area

منطقه گندزدایی شده

disinfested space

فضای گندزدایی شده

disinfested environment

محیط گندزدایی شده

disinfested surfaces

سطوح گندزدایی شده

disinfested materials

مواد گندزدایی شده

disinfested items

وسایل گندزدایی شده

disinfested premises

اماکین گندزدایی شده

disinfested products

محصولات گندزدایی شده

disinfested tools

ابزارهای گندزدایی شده

disinfested zones

ناحیه‌های گندزدایی شده

جملات نمونه

the house was disinfested to eliminate any pests.

خانه برای از بین بردن هرگونه آفت، ضدعفونی شد.

after being disinfested, the furniture looked brand new.

پس از ضدعفونی شدن، مبلمان کاملاً نو به نظر می رسید.

they disinfested the garden to protect the plants.

آنها باغ را برای محافظت از گیاهان ضدعفونی کردند.

the hotel rooms were disinfested before the guests arrived.

اتاق‌های هتل قبل از ورود مهمانان ضدعفونی شدند.

it is essential to have the kitchen disinfested regularly.

ضدعفونی کردن منظم آشپزخانه ضروری است.

the vet recommended disinfesting the pet's living area.

دامپزشک توصیه کرد محل زندگی حیوان خانگی ضدعفونی شود.

we disinfested the attic to prevent rodent infestations.

ما برای جلوگیری از آلودگی جوندگان، زیرشیرآزه‌ها را ضدعفونی کردیم.

disinfested areas are safer for children to play in.

مناطقی که ضدعفونی شده‌اند برای بازی کودکان ایمن‌تر هستند.

the farm was disinfested to ensure healthy crops.

برای اطمینان از سلامت محصولات، مزرعه ضدعفونی شد.

they hired professionals to disinfest the entire building.

آنها برای ضدعفونی کردن کل ساختمان، افراد متخصص استخدام کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید