infested

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بچه‌های شیطان (عنوان فیلم)
adj. در حال تجربه‌ی اختلال یا تهاجم.

عبارات و ترکیب‌ها

infested with rats

آلوده به موش

infested with insects

آلوده به حشرات

infested with pests

آلوده به آفات

infested with mold

آلوده به کپک

infested with bacteria

آلوده به باکتری

جملات نمونه

The house was infested with termites.

خانه با موریان آلوده شده بود.

The lake was infested with algae.

دریاچه با جلبک آلوده شده بود.

The forest is infested with mosquitoes during the summer.

جنگل در تابستان با پشه آلوده است.

The abandoned building was infested with rats.

ساختمان متروکه با موش آلوده شده بود.

The garden was infested with weeds.

باغ با علف های هرز آلوده شده بود.

The city was infested with crime.

شهر با جرم و جنایت آلوده شده بود.

The ship was infested with cockroaches.

کشتی با سوسک آلوده شده بود.

The area is infested with drug trafficking.

این منطقه با قاچاق مواد مخدر آلوده است.

The hotel room was infested with bed bugs.

اتاق هتل با کنه ملخ آلوده شده بود.

The farm was infested with locusts.

باغ با ملخ آلوده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید