diskette

[ایالات متحده]/dɪ'sket/
[بریتانیا]/dɪs'kɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دیسکت نرم

عبارات و ترکیب‌ها

inserting a diskette

درج دیسکette

ejecting a diskette

بیرون انداختن دیسکette

diskette drive

درایو دیسکette

جملات نمونه

When a microfloppy is inserted into the disk drive, the shutter is opened automatically when the diskette is accessed.

هنگامی که یک دیسک نازک (میکروفلاپی) در درایو دیسک قرار می گیرد، دریچه به طور خودکار در هنگام دسترسی به دیسک باز می شود.

I found an old diskette in the drawer.

من یک دیسک قدیمی در کشو پیدا کردم.

The diskette is no longer a commonly used storage medium.

دیسک دیگر یک محیط ذخیره سازی رایج نیست.

He saved the important document on a diskette.

او سند مهم را روی یک دیسک ذخیره کرد.

She transferred the files from the diskette to her computer.

او فایل ها را از دیسک به کامپیوتر خود منتقل کرد.

The diskette drive on the computer is not working properly.

درایو دیسک روی کامپیوتر به درستی کار نمی کند.

Do you remember using diskettes to store data in the past?

آیا به خاطر دارید که در گذشته از دیسک برای ذخیره داده استفاده می کردید؟

The diskette can hold a limited amount of data compared to modern storage devices.

دیسک می تواند در مقایسه با دستگاه های ذخیره سازی مدرن، مقدار محدودی از داده ها را در خود نگه دارد.

Many computers no longer come with a diskette drive.

اکثر کامپیوترها دیگر با درایو دیسک عرضه نمی شوند.

She labeled the diskette with the date and contents.

او روی دیسک تاریخ و محتویات را برچسب زد.

The diskette was a popular storage option in the 1990s.

دیسک در دهه 1990 یک گزینه ذخیره سازی محبوب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید