disomy

[ایالات متحده]/dɪˈzəʊmi/
[بریتانیا]/dɪˈzoʊmi/

ترجمه

n. وضعیت داشتن دو نسخه از یک کروموزوم خاص

عبارات و ترکیب‌ها

disomy syndrome

سندرم دی‌زومی

disomy condition

وضعیت دی‌زومی

disomy detection

تشخیص دی‌زومی

disomy analysis

تجزیه و تحلیل دی‌زومی

disomy risk

خطر دی‌زومی

disomy testing

تست دی‌زومی

disomy cases

موارد دی‌زومی

disomy disorder

اختلال دی‌زومی

disomy research

تحقیقات دی‌زومی

disomy implications

پیامدهای دی‌زومی

جملات نمونه

disomy can lead to various genetic disorders.

دی‌زومی می‌تواند منجر به اختلالات ژنتیکی مختلف شود.

the study focused on the effects of disomy in cancer cells.

این مطالعه بر روی بررسی اثرات دی‌زومی در سلول‌های سرطانی متمرکز بود.

understanding disomy is crucial for genetic counseling.

درک دی‌زومی برای مشاوره ژنتیک بسیار مهم است.

researchers discovered a link between disomy and infertility.

محققان ارتباطی بین دی‌زومی و ناباروری کشف کردند.

disomy can result in an abnormal number of chromosomes.

دی‌زومی می‌تواند منجر به تعداد غیرطبیعی کروموزوم‌ها شود.

the presence of disomy was confirmed through genetic testing.

وجود دی‌زومی از طریق آزمایش ژنتیکی تایید شد.

disomy affects the expression of certain genes.

دی‌زومی بر بیان برخی از ژن‌ها تأثیر می‌گذارد.

in some cases, disomy can be inherited from parents.

در برخی موارد، دی‌زومی می‌تواند از والدین به ارث برسد.

the patient was diagnosed with a disomy condition.

بیمار به دلیل ابتلا به بیماری دی‌زومی تشخیص داده شد.

disomy may contribute to developmental delays in children.

دی‌زومی ممکن است باعث تأخیر در رشد کودکان شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید