ploidy

[ایالات متحده]/ˈplɔɪdi/
[بریتانیا]/ˈplɔɪdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تعداد مجموعه‌های کروموزومی در یک سلول؛ وضعیت داشتن تعداد مشخصی از مجموعه‌های کروموزوم

عبارات و ترکیب‌ها

high ploidy

پلئیدی بالا

low ploidy

پلئیدی پایین

ploidy level

سطح پلئیدی

ploidy variation

تغییرات پلئیدی

ploidy analysis

تجزیه و تحلیل پلئیدی

ploidy status

وضعیت پلئیدی

ploidy assessment

ارزیابی پلئیدی

ploidy determination

تعیین پلئیدی

ploidy change

تغییر پلئیدی

ploidy classification

طبقه بندی پلئیدی

جملات نمونه

understanding ploidy is essential in genetics.

درک پلییدی برای ژنتیک ضروری است.

ploidy levels can affect plant breeding outcomes.

سطوح پلییدی می تواند بر نتایج اصلاح گیاهان تأثیر بگذارد.

researchers study ploidy to understand cell division.

محققان پلییدی را برای درک تقسیم سلولی مطالعه می کنند.

different organisms exhibit various ploidy types.

ارگانیسم های مختلف انواع مختلف پلییدی را نشان می دهند.

polyploidy can lead to increased genetic diversity.

پلیپلوئیدی می تواند منجر به افزایش تنوع ژنتیکی شود.

determining the ploidy of a species can be complex.

تعیین پلییدی یک گونه می تواند پیچیده باشد.

ploidy analysis is crucial in cancer research.

تجزیه و تحلیل پلییدی در تحقیقات سرطان حیاتی است.

some fungi have unique ploidy characteristics.

برخی از قارچ ها دارای ویژگی های پلییدی منحصر به فرد هستند.

ploidy can influence the phenotype of an organism.

پلییدی می تواند بر ظاهر یک ارگانیسم تأثیر بگذارد.

scientists often manipulate ploidy in laboratory experiments.

دانشمندان اغلب پلییدی را در آزمایشات آزمایشگاهی دستکاری می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید