dispelling

[ایالات متحده]/dɪˈspɛlɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈspɛlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دور کردن یا از بین بردن

عبارات و ترکیب‌ها

dispelling doubts

رفع تردیدها

dispelling myths

رد کردن باورهای غلط

dispelling fears

از بین بردن ترس‌ها

dispelling rumors

از بین بردن شایعات

dispelling worries

رفع نگرانی‌ها

dispelling confusion

رفع ابهام

dispelling darkness

از بین بردن تاریکی

dispelling tension

رفع تنش

dispelling anxiety

رفع اضطراب

dispelling negativity

از بین بردن منفی‌گرایی

جملات نمونه

dispelling myths can lead to better understanding.

رفع ابهامات می‌تواند منجر به درک بهتر شود.

she is focused on dispelling fears about the new technology.

او بر رفع ترس‌ها در مورد فناوری جدید متمرکز است.

dispelling doubts is essential for building trust.

رفع تردیدها برای ایجاد اعتماد ضروری است.

he worked hard on dispelling the rumors.

او سخت برای رفع شایعات تلاش کرد.

dispelling negativity can improve your mental health.

رفع негаتیو می‌تواند سلامت روان شما را بهبود بخشد.

they are focused on dispelling the stigma surrounding mental illness.

آنها بر رفع انگ مربوط به بیماری‌های روانی متمرکز هستند.

dispelling confusion is key to effective communication.

رفع سردرگمی برای برقراری ارتباط موثر کلیدی است.

she believes in dispelling the fears of the unknown.

او به رفع ترس از ناشناخته‌ها اعتقاد دارد.

dispelling myths about nutrition can help improve public health.

رفع ابهامات در مورد تغذیه می‌تواند به بهبود سلامت عمومی کمک کند.

he is dedicated to dispelling the myths around climate change.

او به رفع ابهامات در مورد تغییرات آب و هوایی اختصاص داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید