disputable

[ایالات متحده]/dɪˈspjuːtəbl/
[بریتانیا]/dɪˈspjuːtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل بحث؛ قابل مناقشه.

جملات نمونه

The referee’s decision was disputable.

تصمیم داور قابل بحث بود.

He made some very disputable claims about his record.

او ادعاهای بسیار بحث‌برانگیزی در مورد سابقه خود مطرح کرد.

The existence of aliens is disputable.

وجود موجودات فضایی قابل بحث است.

The accuracy of the data is disputable.

دقت داده‌ها قابل بحث است.

The decision made by the committee is disputable.

تصمیم گرفته شده توسط کمیته قابل بحث است.

His reputation is disputable among his colleagues.

شهرت او در بین همکارانش قابل بحث است.

The effectiveness of the new policy is disputable.

اثربخشی سیاست جدید قابل بحث است.

The theory proposed by the scientist is disputable.

نظریه مطرح شده توسط دانشمند قابل بحث است.

The origin of the ancient artifact is disputable.

منشا مصنوعات باستانی قابل بحث است.

The authenticity of the painting is disputable.

اصالت نقاشی قابل بحث است.

The impact of social media on mental health is disputable.

تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر سلامت روان قابل بحث است.

The company's financial report is disputable.

گزارش مالی شرکت قابل بحث است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید