distributional

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به عمل توزیع؛ مربوط به فرآیند تخصیص یا انتشار.

عبارات و ترکیب‌ها

distributional analysis

تجزیه و تحلیل توزیعی

distributional impact

تاثیر توزیعی

distributional inequality

نابرابری توزیعی

distributional justice

عدالت توزیعی

distributional patterns

الگوهای توزیعی

distributional system

سیستم توزیعی

جملات نمونه

The distributional pattern of the species is influenced by various factors.

الگوی توزیع گونه تحت تأثیر عوامل مختلف قرار دارد.

Distributional analysis is a key method in linguistics.

تجزیه و تحلیل توزیعی یک روش کلیدی در زبان‌شناسی است.

The distributional center of the city is where most businesses are located.

مرکز توزیعی شهر جایی است که بیشتر کسب و کارها واقع شده‌اند.

Distributional data can provide valuable insights into consumer behavior.

داده‌های توزیعی می‌توانند بینش‌های ارزشمندی در مورد رفتار مصرف‌کننده ارائه دهند.

The distributional network of the company reaches customers all over the world.

شبکه توزیعی شرکت به مشتریان در سراسر جهان می‌رسد.

The distributional map shows the concentration of resources in different regions.

نقشه توزیعی نشان می‌دهد که منابع در مناطق مختلف به چه میزان متمرکز شده‌اند.

Distributional justice is essential for a fair society.

عدالت توزیعی برای یک جامعه عادلانه ضروری است.

The distributional system needs to be optimized for better efficiency.

سیستم توزیعی باید برای افزایش کارایی بهینه‌سازی شود.

The distributional variance among the samples is quite significant.

واریانس توزیعی بین نمونه‌ها بسیار قابل توجه است.

Distributional patterns in nature often follow specific ecological principles.

الگوهای توزیعی در طبیعت اغلب از اصول اکولوژیکی خاص پیروی می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

The distributional requirements are the only specific rules limiting the selection of courses outside a student's major program.

الزامات توزیعی تنها قوانین خاصی هستند که انتخاب دروس خارج از برنامه تحصیلی دانشجویان را محدود می‌کنند.

منبع: Entering Yale University

There'll be all kinds of unknowable distributional impacts on precipitation, patterns, et cetera.

انواع اثرات توزیعی ناشناخته بر بارش، الگوها و غیره وجود خواهد داشت.

منبع: PBS Earth - Climate Change

Okay, now you understand that clinal variation is a gradual change in a feature across the distributional range of a species or population.

بسیار خب، اکنون می‌دانید که تغییرات клинаلی یک تغییر تدریجی در یک ویژگی در محدوده توزیع یک گونه یا جمعیت است.

منبع: TOEFL Speaking Preparation Guide

On the one hand, it of course can be bad in the sense that it can perpetuate some of these distributional differences.

از یک طرف، بدیهی است که می‌تواند بد باشد، زیرا می‌تواند برخی از این تفاوت‌های توزیعی را تداوم بخشد.

منبع: Freakonomics

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید