divertingly entertaining
سرگرمکننده و جذاب
divertingly funny
خندهدار و جذاب
divertingly clever
خردمندانه و جذاب
divertingly absurd
بیمنطق و جذاب
divertingly unique
منحصر به فرد و جذاب
divertingly playful
بازیگوشانه و جذاب
divertingly engaging
جذاب و درگیر کننده
divertingly whimsical
دلپذیر و خیالانگیز
divertingly insightful
بینشیار و جذاب
divertingly imaginative
خلاق و جذاب
the movie was divertingly entertaining, keeping everyone engaged.
فیلم به طرز سرگرمکنندهای جذاب بود و همه را درگیر نگه داشت.
he told the story divertingly, making it hard to stop listening.
او داستان را به طرز سرگرمکنندهای تعریف کرد و وادار کرد که نتوانید گوش دادن را متوقف کنید.
the book was divertingly written, with humor at every turn.
کتاب به طرز سرگرمکنندهای نوشته شده بود، با طنز در هر فرصت.
she has a divertingly quirky sense of humor that everyone loves.
او حس شوخطبعی عجیب و غریب به طرز سرگرمکنندهای دارد که همه آن را دوست دارند.
his divertingly sarcastic remarks lightened the mood at the meeting.
اظهارات طعنهآمیز او به طرز سرگرمکنندهای حال و هوای جلسه را بهتر کرد.
the play was divertingly absurd, leaving the audience in stitches.
نمایش به طرز سرگرمکنندهای پوچ بود و باعث شد تماشاگران از خنده بغل بیاورند.
they planned a divertingly themed party that everyone enjoyed.
آنها یک مهمانی با مضمون به طرز سرگرمکنندهای برنامهریزی کردند که همه از آن لذت بردند.
the game was divertingly challenging, making it hard to put down.
بازی به طرز سرگرمکنندهای چالشبرانگیز بود و باعث شد نتوانید آن را کنار بگذارید.
her divertingly candid comments made the interview more engaging.
اظهارات صادقانه و به طرز سرگرمکنندهای او باعث جذابتر شدن مصاحبه شد.
the documentary was divertingly informative, blending facts with humor.
مستند به طرز سرگرمکنندهای آموزنده بود و حقایق را با طنز ترکیب میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید