divisional

[ایالات متحده]/də'vɪʒənl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به تقسیم، مربوط به تفکیک، مربوط به یک دپارتمان خاص، مربوط به عملکرد تقسیم

عبارات و ترکیب‌ها

divisional manager

مدیر بخش

divisional structure

ساختار بخش

divisional performance

عملکرد بخش

divisional headquarters

دفتر مرکزی بخش

divisional application

کاربرد بخش

جملات نمونه

The programme of "front benching pilot tunnel divisional and laminated skewed slot construction" was created.

برنامه "ساخت سوراخ‌های شیب‌دار چندلایه و تونلی آزمایشی" ایجاد شد.

RESULTS:The extract of Spatholobus suberectus augmented the proliferation of CFU-GM and increased the peripheral WBC,and BMC quantity and granulopoiesis divisional index in the anemia mice.

نتایج: عصاره اسپتولوبوس سبِریکتوس باعث افزایش تکثیر CFU-GM و افزایش تعداد WBC محیطی، و همچنین مقدار BMC و شاخص تقسیم‌بندی گرانولوپویز در موش‌های مبتلا به کم‌خونی شد.

The divisional manager is responsible for overseeing the department's operations.

مدیر بخش مسئول نظارت بر فعالیت‌های بخش است.

She was promoted to a divisional director after years of hard work.

پس از سال‌ها تلاش سخت، به سمت مدیر بخش ارتقا یافت.

The divisional structure of the company allows for more focused decision-making.

ساختار بخش‌بندی شده شرکت به آنها اجازه می‌دهد تا تصمیم‌گیری متمرکزتری داشته باشند.

The divisional rivalry between the two teams is intense.

رقابت بخش‌بندی شده بین دو تیم شدید است.

The divisional budget needs to be approved by the board of directors.

بودجه بخش باید توسط هیئت مدیره تایید شود.

He heads the divisional sales team and is responsible for meeting sales targets.

او مسئولیت هدایت تیم فروش بخش و دستیابی به اهداف فروش را بر عهده دارد.

The divisional structure allows for greater specialization within each department.

ساختار بخش‌بندی شده به هر بخش اجازه می‌دهد تا در هر بخش تخصص بیشتری داشته باشد.

The divisional headquarters are located in the downtown area.

دفتر مرکزی بخش در منطقه مرکز شهر واقع شده است.

The divisional report highlighted areas for improvement in efficiency.

گزارش بخش حوزه‌هایی را برای بهبود کارایی برجسته کرد.

She was appointed as the new divisional vice president of marketing.

او به عنوان معاون بخش جدید بازاریابی منصوب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید