dodger

[ایالات متحده]/'dɒdʒə/
[بریتانیا]/'dɑdʒɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرار کننده، فریبنده

جملات نمونه

a skilled dodger of reporters' questions.

یک فرارکار ماهر از سؤالات گزارشگران

a skilled dodger of difficult questions

یک فرارکار ماهر از سؤالات دشوار

a notorious tax dodger

یک فرار مالیاتی بدنام

a clever dodger of responsibilities

یک فرارکار باهوش از وظایف

a quick dodger of flying objects

یک فرار سریع از اجسام پرنده

a professional dodger of conflicts

یک فرارکار حرفه‌ای از درگیری‌ها

a strategic dodger of confrontations

یک فرارکار استراتژیک از رویارویی‌ها

a master dodger of awkward situations

یک استاد فرار از موقعیت‌های ناخوشایند

a seasoned dodger of personal questions

یک فرارکار باتجربه از سؤالات شخصی

a habitual dodger of commitments

یک فرارکار عادتی از تعهدات

an expert dodger of unwanted attention

یک فرارکار خبره از توجه ناخواسته

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید