evader

[ایالات متحده]/ɪˈveɪdə/
[بریتانیا]/ɪˈveɪdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که از چیزی دوری می‌کند یا فرار می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

tax evader

فرار مالیاتی

debt evader

اجتناب‌کننده بدهی

law evader

اجتناب‌کننده قانون

payment evader

اجتناب‌کننده پرداخت

justice evader

اجتناب‌کننده عدالت

responsibility evader

اجتناب‌کننده مسئولیت

regulation evader

اجتناب‌کننده مقررات

fine evader

اجتناب‌کننده جریمه

taxation evader

اجتناب‌کننده مالیات

penalty evader

اجتناب‌کننده مجازات

جملات نمونه

the tax evader was caught by the authorities.

متخلف مالیاتی توسط مقامات دستگیر شد.

he is known as a clever evader of responsibility.

او به عنوان یک فراری مسئولیت زرنگ شناخته می شود.

many consider her an evader of difficult conversations.

بسیاری او را به عنوان کسی که از بحث های دشوار فرار می کند، می دانند.

the evader tried to hide his tracks.

فراری سعی کرد ردپای خود را پنهان کند.

being an evader can lead to serious consequences.

فرار کردن می تواند منجر به عواقب جدی شود.

the evader's tactics were ultimately unsuccessful.

تاکتیک های فراری در نهایت ناموفق بودند.

she was labeled as an evader after missing multiple deadlines.

او پس از از دست دادن چندین مهلت، به عنوان یک فراری شناخته شد.

the evader thought he could escape the law forever.

فراری فکر کرد که می تواند برای همیشه از قانون فرار کند.

his reputation as an evader made it hard to trust him.

شهرت او به عنوان یک فراری باعث شد که به سختی به او اعتماد کرد.

the company fired the evader for unethical behavior.

شرکت فراری را به دلیل رفتار غیر اخلاقی اخراج کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید