tax evader
فرار مالیاتی
debt evader
اجتنابکننده بدهی
law evader
اجتنابکننده قانون
payment evader
اجتنابکننده پرداخت
justice evader
اجتنابکننده عدالت
responsibility evader
اجتنابکننده مسئولیت
regulation evader
اجتنابکننده مقررات
fine evader
اجتنابکننده جریمه
taxation evader
اجتنابکننده مالیات
penalty evader
اجتنابکننده مجازات
the tax evader was caught by the authorities.
متخلف مالیاتی توسط مقامات دستگیر شد.
he is known as a clever evader of responsibility.
او به عنوان یک فراری مسئولیت زرنگ شناخته می شود.
many consider her an evader of difficult conversations.
بسیاری او را به عنوان کسی که از بحث های دشوار فرار می کند، می دانند.
the evader tried to hide his tracks.
فراری سعی کرد ردپای خود را پنهان کند.
being an evader can lead to serious consequences.
فرار کردن می تواند منجر به عواقب جدی شود.
the evader's tactics were ultimately unsuccessful.
تاکتیک های فراری در نهایت ناموفق بودند.
she was labeled as an evader after missing multiple deadlines.
او پس از از دست دادن چندین مهلت، به عنوان یک فراری شناخته شد.
the evader thought he could escape the law forever.
فراری فکر کرد که می تواند برای همیشه از قانون فرار کند.
his reputation as an evader made it hard to trust him.
شهرت او به عنوان یک فراری باعث شد که به سختی به او اعتماد کرد.
the company fired the evader for unethical behavior.
شرکت فراری را به دلیل رفتار غیر اخلاقی اخراج کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید