dodging bullets
اجتناب از گلوله ها
dodging questions
اجتناب از سوالات
dodging traffic
اجتناب از ترافیک
dodging responsibility
اجتناب از مسئولیت
dodging raindrops
اجتناب از قطرات باران
dodging punches
اجتناب از مشتها
dodging taxes
اجتناب از پرداخت مالیات
dodging obstacles
اجتناب از موانع
dodging blame
اجتناب از سرزنش
dodging fines
اجتناب از جریمه
he was dodging the questions during the interview.
او در حال طفره رفتن از سؤالات در طول مصاحبه بود.
the player is skilled at dodging defenders.
بازیکن در جاخالی دادن از مدافعان مهارت دارد.
she kept dodging his attempts to talk.
او مدام از تلاشهای او برای صحبت کردن طفره میرفت.
they were dodging traffic while crossing the street.
آنها در حین عبور از خیابان از ترافیک جاخالی میدادند.
he was dodging raindrops on his way home.
او در حال بازگشت به خانه از قطرات باران جاخالی میداد.
she has a talent for dodging difficult conversations.
او استعداد جاخالی دادن از مکالمات دشوار را دارد.
the cat was dodging the dog chasing it.
گربه از سگی که او را تعقیب میکرد جاخالی میداد.
he was dodging responsibilities at work.
او در محل کار مسئولیتها را طفره میرفت.
they were dodging bullets in the action movie.
آنها در فیلم اکشن از گلولهها جاخالی میدادند.
she was dodging the spotlight during the event.
او در طول رویداد از توجه رسانهها طفره میرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید