evading

[ایالات متحده]/[ɪˈveɪdɪŋ]/
[بریتانیا]/[ɪˈveɪdɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از در رفتن یا فرار کردن؛ از جا خالی دادن؛ از انجام کاری که باید انجام شود اجتناح کردن؛ از وقوع اتفاقی جلوگیری کردن.
adj. که از آن اجتناح یا فرار شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

evading taxes

اجتناب از پرداخت مالیات

evading questions

اجتناب از پاسخ به سؤالات

evading arrest

اجتناب از دستگیری

evading responsibility

اجتناب از مسئولیت

evading detection

اجتناب از شناسایی

evading traffic

اجتناب از ترافیک

evading capture

اجتناب از اسارت

evading eye contact

اجتناب از تماس چشمی

evading the issue

اجتناب از پرداختن به موضوع

evading scrutiny

اجتناب از بررسی دقیق

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید