dogcart

[ایالات متحده]/ˈdɒɡkɑːt/
[بریتانیا]/ˈdɔɡkɑrt/

ترجمه

n. یک کالسکه سبک دوچرخ کشیده شده توسط یک سگ؛ کالسکه کشیده شده توسط سگ؛ یک وسیله نقلیه سبک دوچرخ
Word Forms
جمعdogcarts

عبارات و ترکیب‌ها

dogcart ride

مسابقه با ارابه سگ

dogcart racing

مسابقه ارابه سگ

dogcart team

تیم ارابه سگ

dogcart driver

راننده ارابه سگ

dogcart training

آموزش ارابه سگ

dogcart show

نمایش ارابه سگ

dogcart event

رویداد ارابه سگ

dogcart journey

سفر با ارابه سگ

dogcart festival

جشنواره ارابه سگ

dogcart adventure

ماجراجویی با ارابه سگ

جملات نمونه

the dogcart was pulled by a strong horse.

چرخ دستی سگ توسط یک اسب قوی کشیده می شد.

we took a ride in the dogcart through the park.

ما یک سفر با چرخ دستی سگ در پارک داشتیم.

the children loved sitting in the dogcart.

بچه ها عاشق نشستن در چرخ دستی سگ بودند.

he used a dogcart to transport his hunting gear.

او از چرخ دستی سگ برای حمل وسایل شکار خود استفاده کرد.

they decorated the dogcart for the parade.

آنها چرخ دستی سگ را برای رژه تزئین کردند.

the dogcart was a popular mode of transport in the countryside.

چرخ دستی سگ یک وسیله نقلیه محبوب در مناطق روستایی بود.

she trained her dogs to pull the dogcart efficiently.

او سگ های خود را برای کشیدن کارآمد چرخ دستی سگ آموزش داد.

on weekends, we often take the dogcart to the market.

در آخر هفته ها، اغلب چرخ دستی سگ را به بازار می بریم.

the dogcart was filled with supplies for the camping trip.

چرخ دستی سگ با لوازم سفر کمپینگ پر شده بود.

he built a custom dogcart for his racing dogs.

او یک چرخ دستی سگ سفارشی برای سگ های مسابقه اش ساخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید