dogfish

[ایالات متحده]/'dɒɡfɪʃ/
[بریتانیا]/'dɔg'fɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کوسهٔ کوچک؛ یک کوسه بزرگ؛ نوعی کوسه

عبارات و ترکیب‌ها

spiny dogfish

سگ‌ماهی تیغ‌دار

small spotted dogfish

سگ‌ماهی خال‌دار کوچک

جملات نمونه

British) any of several coarse fishes (such as dogfish or wolffish) when used as food.

بریتانیایی) هر یک از چندین ماهی خشن (مانند ماهی اسکوبر یا وولفیش) که به عنوان غذا استفاده می شود.

The dogfish is a type of shark found in coastal waters.

ماهی اسکوبر نوعی کوسه است که در آب‌های ساحلی یافت می‌شود.

Scientists study the behavior of dogfish to better understand their ecosystem.

دانشمندان رفتار ماهی اسکوبر را مطالعه می‌کنند تا اکوسیستم آن‌ها را بهتر درک کنند.

Fishermen catch dogfish for commercial purposes.

ماهیتراشان ماهی اسکوبر را برای اهداف تجاری صید می‌کنند.

The dogfish is known for its sleek body and sharp teeth.

ماهی اسکوبر به دلیل بدن باریک و دندان‌های تیزش شناخته شده است.

Some species of dogfish are considered a delicacy in certain cultures.

برخی از گونه‌های ماهی اسکوبر در برخی فرهنگ‌ها به عنوان غذای خوشمزه در نظر گرفته می‌شوند.

Marine biologists track the migration patterns of dogfish in the Atlantic Ocean.

زیست‌شناسان دریایی الگوهای مهاجرت ماهی اسکوبر را در اقیانوس اطلس ردیابی می‌کنند.

Dogfish play a crucial role in the marine food chain.

ماهی اسکوبر نقش مهمی در زنجیره غذایی دریایی ایفا می‌کند.

The dogfish population has been declining due to overfishing.

جمعیت ماهی اسکوبر به دلیل صید بیش از حد در حال کاهش است.

Divers often encounter dogfish while exploring underwater caves.

غواصان اغلب در هنگام کاوش در غارهای زیر آب با ماهی اسکوبر مواجه می‌شوند.

In some regions, dogfish are used for medicinal purposes.

در برخی مناطق، از ماهی اسکوبر برای اهداف پزشکی استفاده می شود.

نمونه‌های واقعی

Picture those early navigators venturing forth in sailboats built from planks lashed together with palm-tree ropes, caulked with powdered resin, and coated with dogfish grease.

تصور کنید آن کاوشگران اولیه که با قایق‌های بادبانی ساخته شده از الوارهای بسته شده با طناب‌های درخت نخل، درزگیری شده با رز پودری و پوشیده شده با چربی ماهی کوسه، به سفر می‌پرداختند.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

Then Pau Amma said, 'What shall I do? I am so big that I can only hide in Pusat Tasek, and if I go anywhere else, all soft as I am now, the sharks and the dogfish will eat me.

سپس پاو امما گفت: 'چه کار باید کنم؟ من آنقدر بزرگم که فقط می‌توانم در Pusat Tasek پنهان شوم و اگر به جای دیگری بروم، با این نرمی که اکنون دارم، کوسه ها و ماهی کوسه ها مرا خواهند خورد.

منبع: The story of how it came to be.

Though they're still just guppies, I mean puppies, but maybe later on downstream they'll get interested in " dogfish" , " Doberman Perchers" , " Sharkpaies" , " Amber Jack Russells" , " Bass Hounds" , " Poor Beagles" or " Bulldog Sharks" .

اگرچه آنها هنوز فقط ماهی‌های رنگین‌کمانی هستند، منظورم توله‌هستند، اما شاید بعداً در پایین دست به "ماهی کوسه"، "سگ‌های دوبرمن"، "Sharkpaies"، "سگ‌های آمبر جک راسل"، "سگ‌های باس"، "بیگل‌های ضعیف" یا "کوسه‌های بولداگ" علاقه مند شوند.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید