doggies

[ایالات متحده]/ˈdɒɡiz/
[بریتانیا]/ˈdɔːɡiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع سگ کوچک؛ توله‌سگ‌ها؛ سگ‌های کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

cute doggies

سگ‌های دوست‌داشتنی

little doggies

سگ‌های کوچک

happy doggies

سگ‌های خوشحال

playful doggies

سگ‌های بازیگوش

friendly doggies

سگ‌های مهربان

tiny doggies

سگ‌های ریز

lovely doggies

سگ‌های دوست‌داشتنی

furry doggies

سگ‌های پشمالو

sweet doggies

سگ‌های شیرین

جملات نمونه

my doggies love to play in the park.

سگ‌های من عاشق بازی در پارک هستند.

we take our doggies for a walk every evening.

ما هر شب سگ‌هایمان را به گردش می‌بریم.

the doggies are excited to see their friends.

سگ‌ها برای دیدن دوستانشان هیجان‌زده هستند.

she has two doggies that are very playful.

او دو سگ بازیگوش دارد.

doggies need regular exercise to stay healthy.

سگ‌ها برای سالم ماندن به ورزش منظم نیاز دارند.

we bought some treats for the doggies today.

امروز برای سگ‌ها خوراکی خریدیم.

the doggies love to chase after the ball.

سگ‌ها عاشق تعقیب توپ هستند.

it's important to train your doggies properly.

آموزش مناسب سگ‌ها مهم است.

my doggies always greet me at the door.

سگ‌های من همیشه در را باز می‌کنند تا مرا خوش آمد بگویند.

we often take our doggies to the beach.

ما اغلب سگ‌هایمان را به ساحل می‌بریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید