dogsledder team
تیم دوگسلدِر
experienced dogsledder
دوگسلدِر با تجربه
professional dogsledder
دوگسلدِر حرفهای
dogsledder race
مسابقه دوگسلدِر
dogsledder training
آموزش دوگسلدِر
dogsledder adventure
ماجراجویی دوگسلدِر
dogsledder gear
تجهیزات دوگسلدِر
dogsledder guide
راهنمای دوگسلدِر
dogsledder skills
مهارتهای دوگسلدِر
dogsledder competition
رقابت دوگسلدِر
the dogsledder raced through the snowy landscape.
رانندهی سگسوار از میان منظره پوشیده از برف با سرعت عبور کرد.
as a dogsledder, she enjoys the thrill of the chase.
به عنوان یک رانندهی سگسوار، او از هیجان تعقیب لذت میبرد.
the dogsledder trained hard for the upcoming competition.
رانندهی سگسوار برای مسابقه آینده سخت تمرین کرد.
many dogsledders participate in the annual race.
بسیاری از رانندگان سگسوار در مسابقه سالانه شرکت میکنند.
the dogsledder relied on his team of huskies.
رانندهی سگسوار به تیم سگهای هاسکی خود اعتماد داشت.
she became a skilled dogsledder after years of practice.
او پس از سالها تمرین به یک رانندهی سگسوار ماهر تبدیل شد.
the dogsledder navigated through the challenging terrain.
رانندهی سگسوار از میان زمینهای دشوار عبور کرد.
his passion for being a dogsledder started in childhood.
اشتیاق او برای رانندگی با سگها در دوران کودکی شروع شد.
the dogsledder shared stories of her adventures on the trail.
رانندهی سگسوار داستانهای ماجراجویی خود را در مسیر به اشتراک گذاشت.
being a dogsledder requires teamwork and dedication.
رانندگی با سگها نیازمند کار گروهی و تعهد است.
dogsledder team
تیم دوگسلدِر
experienced dogsledder
دوگسلدِر با تجربه
professional dogsledder
دوگسلدِر حرفهای
dogsledder race
مسابقه دوگسلدِر
dogsledder training
آموزش دوگسلدِر
dogsledder adventure
ماجراجویی دوگسلدِر
dogsledder gear
تجهیزات دوگسلدِر
dogsledder guide
راهنمای دوگسلدِر
dogsledder skills
مهارتهای دوگسلدِر
dogsledder competition
رقابت دوگسلدِر
the dogsledder raced through the snowy landscape.
رانندهی سگسوار از میان منظره پوشیده از برف با سرعت عبور کرد.
as a dogsledder, she enjoys the thrill of the chase.
به عنوان یک رانندهی سگسوار، او از هیجان تعقیب لذت میبرد.
the dogsledder trained hard for the upcoming competition.
رانندهی سگسوار برای مسابقه آینده سخت تمرین کرد.
many dogsledders participate in the annual race.
بسیاری از رانندگان سگسوار در مسابقه سالانه شرکت میکنند.
the dogsledder relied on his team of huskies.
رانندهی سگسوار به تیم سگهای هاسکی خود اعتماد داشت.
she became a skilled dogsledder after years of practice.
او پس از سالها تمرین به یک رانندهی سگسوار ماهر تبدیل شد.
the dogsledder navigated through the challenging terrain.
رانندهی سگسوار از میان زمینهای دشوار عبور کرد.
his passion for being a dogsledder started in childhood.
اشتیاق او برای رانندگی با سگها در دوران کودکی شروع شد.
the dogsledder shared stories of her adventures on the trail.
رانندهی سگسوار داستانهای ماجراجویی خود را در مسیر به اشتراک گذاشت.
being a dogsledder requires teamwork and dedication.
رانندگی با سگها نیازمند کار گروهی و تعهد است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید