dogsledder

[ایالات متحده]/ˈdɒɡˌslɛdə/
[بریتانیا]/ˈdɔɡˌslɛdər/

ترجمه

n. (شخصی که برف‌سُر می‌رانَد)
vi. برف‌سُر سواری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dogsledder team

تیم دوگ‌سلدِر

experienced dogsledder

دوگ‌سلدِر با تجربه

professional dogsledder

دوگ‌سلدِر حرفه‌ای

dogsledder race

مسابقه دوگ‌سلدِر

dogsledder training

آموزش دوگ‌سلدِر

dogsledder adventure

ماجراجویی دوگ‌سلدِر

dogsledder gear

تجهیزات دوگ‌سلدِر

dogsledder guide

راهنمای دوگ‌سلدِر

dogsledder skills

مهارت‌های دوگ‌سلدِر

dogsledder competition

رقابت دوگ‌سلدِر

جملات نمونه

the dogsledder raced through the snowy landscape.

راننده‌ی سگ‌سوار از میان منظره پوشیده از برف با سرعت عبور کرد.

as a dogsledder, she enjoys the thrill of the chase.

به عنوان یک راننده‌ی سگ‌سوار، او از هیجان تعقیب لذت می‌برد.

the dogsledder trained hard for the upcoming competition.

راننده‌ی سگ‌سوار برای مسابقه آینده سخت تمرین کرد.

many dogsledders participate in the annual race.

بسیاری از رانندگان سگ‌سوار در مسابقه سالانه شرکت می‌کنند.

the dogsledder relied on his team of huskies.

راننده‌ی سگ‌سوار به تیم سگ‌های هاسکی خود اعتماد داشت.

she became a skilled dogsledder after years of practice.

او پس از سال‌ها تمرین به یک راننده‌ی سگ‌سوار ماهر تبدیل شد.

the dogsledder navigated through the challenging terrain.

راننده‌ی سگ‌سوار از میان زمین‌های دشوار عبور کرد.

his passion for being a dogsledder started in childhood.

اشتیاق او برای رانندگی با سگ‌ها در دوران کودکی شروع شد.

the dogsledder shared stories of her adventures on the trail.

راننده‌ی سگ‌سوار داستان‌های ماجراجویی خود را در مسیر به اشتراک گذاشت.

being a dogsledder requires teamwork and dedication.

رانندگی با سگ‌ها نیازمند کار گروهی و تعهد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید