sled

[ایالات متحده]/sled/
[بریتانیا]/slɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله ای که معمولاً برای سر خوردن به سمت پایین بر روی برف استفاده می شود
vi. بر روی سورتمه سوار شدن
vt. استفاده از سورتمه برای حمل و نقل

عبارات و ترکیب‌ها

a sled

یک سورتمه

sled racing

مسابقه سورتمه

pull a sled

کشیدن سورتمه

sled ride

سوار شدن بر سورتمه

dog sled

سگ‌سوار

sled dogs

سگ‌های سورتمه

sled hill

تپه سورتمه

sled trail

مسیر سورتمه

sled track

پیست سورتمه

sled dog

سگ سورتمه‌کشی

جملات نمونه

Jack dug his sled out of the cellar.

جک سورتمه خود را از زیرزمین بیرون آورد.

pull a sled up a hill;

کشیدن سورتمه به بالای تپه;

Sleds run well over frozen snow.

سورتمه‌ها به خوبی روی برف یخ‌زده حرکت می‌کنند.

notable beauty; sled dogs that are notable for their stamina.

زیبایی قابل توجه؛ سگ‌های سورتمه که به دلیل استقامت خود قابل توجه هستند.

Musher Jon Little defends testing the endurance of sled dogs, typically huskies and malamutes, for the sake of science.

مسخره‌کننده جان لیتل از آزمایش استقامت سگ‌های سورتمه، معمولاً هاوسکی‌ها و مالیاموت‌ها، به خاطر علم دفاع می‌کند.

If that doesn't work, you may have to get off your cart or sled and reprimand each and every dog on the team with a snap on their tuglines or a thump of the jingler.

اگر این جواب نداد، ممکن است مجبور شوید از گاری یا سورتمه خود پیاده شوید و هر سگ را در تیم با یک ضربه روی تسمه ها یا یک ضربه به زنگار توبیخ کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید