doingss

[ایالات متحده]/ˈduːɪŋz/
[بریتانیا]/ˈduːɪŋz/

ترجمه

n.اقدامات یا رفتارها؛ چیزهایی که مورد نیاز یا ضروری هستند

عبارات و ترکیب‌ها

doing well

خوب بودن

doing business

انجام کسب و کار

doing chores

انجام کارهای خانه

doing research

انجام تحقیقات

doing homework

انجام تکالیف

doing good

خوب بودن

doing things

چیزها انجام دادن

doing now

الان انجام دادن

جملات نمونه

what have you been up to these days? what's new with your doings?

چه کرده اید این روزها؟ چه خبر از کارهایتان؟

i'm not sure about his doings; they seem rather suspicious.

من در مورد کارهای او مطمئن نیستم؛ به نظر می رسد بسیار مشکوک هستند.

the company's recent doings have significantly impacted the market.

کارهای اخیر شرکت تأثیر قابل توجهی بر بازار داشته است.

she's always been involved in various community doings.

او همیشه درگیر فعالیت های مختلف اجتماعی بوده است.

we need to investigate their shady dealings and doings.

ما باید معاملات و کارهای مشکوظ آنها را بررسی کنیم.

his questionable doings caused a lot of problems for the team.

کارهای مشکوک او باعث مشکلات زیادی برای تیم شد.

let's focus on our own doings and not worry about theirs.

بیایید بر روی کارهای خودمان تمرکز کنیم و در مورد کارهای آنها نگران نباشیم.

the children's innocent doings always bring a smile to my face.

کارهای بی گناهانه کودکان همیشه لبخند را به چهره من می آورد.

i disapprove of their underhanded dealings and doings.

من با معاملات و کارهای زیرکانه آنها مخالفم.

the investigation revealed a series of illegal doings.

تحقیقات یک سری کارهای غیرقانونی را نشان داد.

he's been keeping busy with various creative doings.

او مشغول فعالیت های خلاقانه مختلف بوده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید