dolefully

[ایالات متحده]/'dəulfuli/
[بریتانیا]/ˈdolfəlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. غمگینانه؛ محزونانه

عبارات و ترکیب‌ها

looked dolefully

نگاهی غمگینانه انداخت

sighed dolefully

با حسرت آه کشید

spoke dolefully

با ناراحتی صحبت کرد

dolefully recounted

با ناراحتی تعریف کرد

جملات نمونه

His mother looked at him dolefully when he told her he had joined the Army.

مادرش با حالتی غمگین به او نگاه کرد وقتی که به او گفت به ارتش پیوسته است.

She looked dolefully out the window as the rain poured down.

او با حالتی غمگین از پنجره بیرون نگاه کرد در حالی که باران می‌بارید.

He sighed dolefully when he realized he had missed the last train home.

او با آهی غمگینانه نفسی کشید وقتی متوجه شد آخرین قطار برای بازگشت به خانه را از دست داده است.

The dog whimpered dolefully as it waited for its owner to return.

سگ با حالتی غمگینانه زوزه می‌کشید در حالی که منتظر بازگشت صاحبش بود.

The old man dolefully recounted his memories of the war.

مرد پیر با حالتی غمگینانه خاطرات جنگ را تعریف کرد.

She dolefully admitted that she had failed the exam.

او با حالتی غمگینانه اعتراف کرد که در امتحان قبول نشده است.

The child looked dolefully at the broken toy in his hands.

کودک با حالتی غمگینانه به اسباب‌بازی شکسته در دستش نگاه کرد.

The cat meowed dolefully outside the door, wanting to be let in.

گربه با حالتی غمگینانه در بیرون از در میانه می‌کرد و می‌خواست که راهش باز شود.

She dolefully watched as her friends left for the party without her.

او با حالتی غمگینانه تماشا کرد که دوستانش بدون او برای مهمانی رفتند.

The actor dolefully delivered his lines, conveying a sense of deep sorrow.

بازیگر با حالتی غمگینانه دیالوگ‌های خود را اجرا کرد و حسی از غم عمیق را منتقل کرد.

The woman dolefully gazed at the photo of her late husband.

زن با حالتی غمگینانه به عکس همسر مرحومش خیره شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید