dollies

[ایالات متحده]/ˈdɒliz/
[بریتانیا]/ˈdɑːliz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع دالی؛ عروسک های اسباب بازی؛ کالسکه دستی؛ دالی دوربین

عبارات و ترکیب‌ها

toy dollies

عروسک‌های اسباب‌بازی

baby dollies

عروسک‌های نوزاد

dollies set

ست عروسک‌ها

dollies house

خانه عروسک‌ها

dollies collection

مجموعه عروسک‌ها

dollies party

جشن عروسک‌ها

dollies show

نمایش عروسک‌ها

dollies shop

فروشگاه عروسک‌ها

dollies maker

سازنده عروسک‌ها

dollies display

نمایش عروسک‌ها

جملات نمونه

she used dollies to move the heavy furniture.

او از گاری‌های دستی برای جابجایی مبلمان سنگین استفاده کرد.

the children played with their dollies all afternoon.

کودکان تمام بعد از ظهر با گاری‌های دستی خود بازی کردند.

we need to rent dollies for the event setup.

ما باید برای راه اندازی رویداد گاری دستی اجاره کنیم.

he built a model train set with dollies for the cars.

او یک مجموعه قطار مدل با گاری دستی برای ماشین ها ساخت.

the dollies made it easier to transport the boxes.

گاری‌های دستی حمل جعبه‌ها را آسان‌تر کردند.

her collection of dollies is displayed on the shelf.

مجموعه گاری‌های دستی او در قفسه نمایش داده می‌شود.

they pushed the dollies down the hallway.

آنها گاری‌های دستی را در راهرو هل دادند.

the dollies were beautifully crafted and painted.

گاری‌های دستی به زیبایی ساخته و رنگ شده بودند.

we need dollies to carry the equipment to the stage.

ما به گاری دستی برای حمل تجهیزات به صحنه نیاز داریم.

she dressed her dollies in colorful outfits.

او گاری‌های دستی خود را با لباس‌های رنگارنگ پوشاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید