donatello

[ایالات متحده]/ˌdɒnəˈtɛləʊ/
[بریتانیا]/ˌdɑːnəˈtɛloʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوناتللو (1386–1466)؛ مجسمه‌ساز ایتالیایی.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

donatello's sculpture

نگاره دووناتلو

donatello's statue

پرده دووناتلو

donatello's david

دیوید دووناتلو

donatello's masterpiece

کار اصلی دووناتلو

donatello's work

کار دووناتلو

donatello's art

هنر دووناتلو

donatello's bronze

مس دووناتلو

donatello's marble

سنگ مرمر دووناتلو

donatello's renaissance

عصر بازگشت دووناتلو

donatello's florence

فرانسیسکو دووناتلو

جملات نمونه

donatello was a famous italian renaissance sculptor.

دوناتیللو یک مجسمه‌ساز معروف ایتالیایی دوره نهضت بود.

donatello's david is a famous bronze statue.

دیوید دوناتیللو یک مجسمه‌ای معروف از مس است.

donatello created many masterpieces in the 15th century.

دوناتیللو در قرن 15 بسیاری از آثار برجسته ایجاد کرد.

the works of donatello influenced many artists.

آثار دوناتیللو بسیاری از هنرمندان را تحت تأثیر قرار داد.

donatello studied classical art and anatomy.

دوناتیللو هنر کلاسیک و آناتومی را مطالعه کرد.

many museums display donatello's sculptures.

بسیاری از موزه‌ها مجسمه‌های دوناتیللو را نمایش می‌دهند.

donatello's style revolutionized renaissance art.

سبک دوناتیللو هنر نهضت را انقلابی کرد.

florentine citizens admired donatello's talent.

شهروندان فلورانس به دانش دوناتیللو اعجاب داشتند.

donatello worked with marble and bronze.

دوناتیللو با مارمر و مس کار کرد.

art historians praise donatello's realism.

تاریخ‌نویسان هنر واقع‌گرایی دوناتیللو را تحسین می‌کنند.

donatello's sculptures show incredible detail.

مجسمه‌های دوناتیللو جزئیات بسیار عالی را نشان می‌دهند.

visitors to florence can see donatello's work.

بازدیدکنندگان به فلورانس می‌توانند آثار دوناتیللو را ببینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید