donator

[ایالات متحده]/dəʊˈneɪtə/
[بریتانیا]/doʊˈneɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که چیزی اهدا می‌کند، به ویژه پول یا کالا؛ شخص یا نهادی که هدیه یا کمک ارائه می‌دهد؛ در زمینه‌های پزشکی یا علمی، نهادی که ارائه‌دهنده یا تأمین‌کننده است

عبارات و ترکیب‌ها

generous donator

donator سخاوتمند

anonymous donator

donator ناشناس

major donator

donator بزرگ

frequent donator

donator مکرر

loyal donator

donator وفادار

regular donator

donator منظم

local donator

donator محلی

supportive donator

donator پشتیبان

first-time donator

donator نخستین

dedicated donator

donator متعهد

جملات نمونه

the donator generously supported the local charity.

اهدا کننده به طور سخاوتمندانه از خیریه محلی حمایت کرد.

every donator receives a thank-you note from the organization.

هر اهدا کننده یک یادداشت تشکر از سازمان دریافت می کند.

the donator's contribution made a significant impact.

کمک های اهدا کننده تأثیر قابل توجهی داشت.

as a donator, you can choose how your money is used.

به عنوان اهدا کننده، شما می توانید انتخاب کنید که پول خود را چگونه خرج کنید.

many donators prefer to remain anonymous.

بسیاری از اهداکنندگان ترجیح می دهند ناشناس بمانند.

the donator attended the fundraising event to show support.

اهدا کننده برای نشان دادن حمایت خود در رویداد جمع آوری کمک های مالی شرکت کرد.

we appreciate every donator who helps our cause.

ما از هر اهدا کننده ای که به هدف ما کمک می کند قدردانی می کنیم.

the donator's name will be displayed on our website.

نام اهدا کننده در وب سایت ما نمایش داده خواهد شد.

being a donator comes with certain privileges.

اهدا کننده بودن مزایای خاصی دارد.

the donator was honored at the annual gala.

اهدا کننده در گالا سالانه مورد تقدیر قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید