donkeyworks job
کار دونکیورکس
donkeyworks project
پروژه دونکیورکس
donkeyworks tasks
وظایف دونکیورکس
donkeyworks team
تیم دونکیورکس
donkeyworks effort
تلاش دونکیورکس
donkeyworks process
فرآیند دونکیورکس
donkeyworks method
روش دونکیورکس
donkeyworks plan
برنامه دونکیورکس
donkeyworks strategy
استراتژی دونکیورکس
donkeyworks analysis
تجزیه و تحلیل دونکیورکس
the team did the donkeywork while the manager took the credit.
تیم بیشتر کارها را انجام داد در حالی که مدیر اعتبار را به دست آورد.
she prefers to delegate the donkeywork to her assistants.
او ترجیح میدهد که بیشتر کارها را به دستیارانش واگذار کند.
donkeywork is often necessary for successful projects.
انجام کارهای سخت و طاقتفرسا اغلب برای پروژههای موفق ضروری است.
he always complains about doing the donkeywork in the office.
او همیشه در مورد انجام کارهای سخت و طاقتفرسا در دفتر شکایت میکند.
the volunteers handled the donkeywork for the charity event.
داوطلبان مسئولیت انجام کارهای سخت و طاقتفرسا را برای رویداد خیریه بر عهده گرفتند.
it's important to recognize those who do the donkeywork.
باید کسانی که بیشتر کارها را انجام میدهند، مورد توجه قرار گیرند.
without the donkeywork, the project would have failed.
بدون انجام کارهای سخت و طاقتفرسا، پروژه شکست میخورد.
he often gets stuck with the donkeywork in group assignments.
او اغلب در انجام کارهای سخت و طاقتفرسا در تکالیف گروهی گیر میکند.
donkeywork can be tedious, but it's essential for progress.
انجام کارهای سخت و طاقتفرسا میتواند خستهکننده باشد، اما برای پیشرفت ضروری است.
she learned to appreciate the donkeywork behind the scenes.
او یاد گرفت که کارهای سخت و طاقتفرسا پشت صحنه را ارزیابی کند.
donkeyworks job
کار دونکیورکس
donkeyworks project
پروژه دونکیورکس
donkeyworks tasks
وظایف دونکیورکس
donkeyworks team
تیم دونکیورکس
donkeyworks effort
تلاش دونکیورکس
donkeyworks process
فرآیند دونکیورکس
donkeyworks method
روش دونکیورکس
donkeyworks plan
برنامه دونکیورکس
donkeyworks strategy
استراتژی دونکیورکس
donkeyworks analysis
تجزیه و تحلیل دونکیورکس
the team did the donkeywork while the manager took the credit.
تیم بیشتر کارها را انجام داد در حالی که مدیر اعتبار را به دست آورد.
she prefers to delegate the donkeywork to her assistants.
او ترجیح میدهد که بیشتر کارها را به دستیارانش واگذار کند.
donkeywork is often necessary for successful projects.
انجام کارهای سخت و طاقتفرسا اغلب برای پروژههای موفق ضروری است.
he always complains about doing the donkeywork in the office.
او همیشه در مورد انجام کارهای سخت و طاقتفرسا در دفتر شکایت میکند.
the volunteers handled the donkeywork for the charity event.
داوطلبان مسئولیت انجام کارهای سخت و طاقتفرسا را برای رویداد خیریه بر عهده گرفتند.
it's important to recognize those who do the donkeywork.
باید کسانی که بیشتر کارها را انجام میدهند، مورد توجه قرار گیرند.
without the donkeywork, the project would have failed.
بدون انجام کارهای سخت و طاقتفرسا، پروژه شکست میخورد.
he often gets stuck with the donkeywork in group assignments.
او اغلب در انجام کارهای سخت و طاقتفرسا در تکالیف گروهی گیر میکند.
donkeywork can be tedious, but it's essential for progress.
انجام کارهای سخت و طاقتفرسا میتواند خستهکننده باشد، اما برای پیشرفت ضروری است.
she learned to appreciate the donkeywork behind the scenes.
او یاد گرفت که کارهای سخت و طاقتفرسا پشت صحنه را ارزیابی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید