donned

[ایالات متحده]/dɒnd/
[بریتانیا]/dɑnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته کامل of don

عبارات و ترکیب‌ها

donned a smile

لبخند زد

donned a cape

شنل پوشید

donned a hat

کلاه پوشید

donned a uniform

لباس فرم پوشید

donned a mask

ماسک پوشید

donned armor

زره پوشید

donned a coat

کت پوشید

donned gloves

دستکش پوشید

donned a costume

لباس مبدل پوشید

donned a gown

لباس شب پوشید

جملات نمونه

she donned her favorite dress for the party.

او لباس مورد علاقه خود را برای مهمانی پوشید.

the soldier donned his uniform with pride.

سرباز یونیفرم خود را با افتخار پوشید.

he donned a hat to shield himself from the sun.

او برای محافظت از خود در برابر آفتاب، یک کلاه پوشید.

after the shower, she donned a cozy robe.

بعد از حمام، او یک روپوش دنج پوشید.

they donned their hiking gear before hitting the trails.

آنها قبل از رفتن به مسیرهای پیاده‌روی، وسایل پیاده‌روی خود را پوشیدند.

the actor donned a costume for the role.

بازیگر برای نقش خود لباس پوشید.

he donned a smile as he greeted his guests.

او با لبخند مهمانان خود را خوشامد گفت.

she donned a brave face despite feeling nervous.

او با وجود احساس اضطراب، چهره شجاعی به خود گرفت.

the team donned their jerseys before the game.

تیم قبل از بازی پیراهن‌های خود را پوشید.

on halloween, the children donned their costumes early.

در هالووین، کودکان لباس‌های خود را زود پوشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید