donned a smile
لبخند زد
donned a cape
شنل پوشید
donned a hat
کلاه پوشید
donned a uniform
لباس فرم پوشید
donned a mask
ماسک پوشید
donned armor
زره پوشید
donned a coat
کت پوشید
donned gloves
دستکش پوشید
donned a costume
لباس مبدل پوشید
donned a gown
لباس شب پوشید
she donned her favorite dress for the party.
او لباس مورد علاقه خود را برای مهمانی پوشید.
the soldier donned his uniform with pride.
سرباز یونیفرم خود را با افتخار پوشید.
he donned a hat to shield himself from the sun.
او برای محافظت از خود در برابر آفتاب، یک کلاه پوشید.
after the shower, she donned a cozy robe.
بعد از حمام، او یک روپوش دنج پوشید.
they donned their hiking gear before hitting the trails.
آنها قبل از رفتن به مسیرهای پیادهروی، وسایل پیادهروی خود را پوشیدند.
the actor donned a costume for the role.
بازیگر برای نقش خود لباس پوشید.
he donned a smile as he greeted his guests.
او با لبخند مهمانان خود را خوشامد گفت.
she donned a brave face despite feeling nervous.
او با وجود احساس اضطراب، چهره شجاعی به خود گرفت.
the team donned their jerseys before the game.
تیم قبل از بازی پیراهنهای خود را پوشید.
on halloween, the children donned their costumes early.
در هالووین، کودکان لباسهای خود را زود پوشیدند.
donned a smile
لبخند زد
donned a cape
شنل پوشید
donned a hat
کلاه پوشید
donned a uniform
لباس فرم پوشید
donned a mask
ماسک پوشید
donned armor
زره پوشید
donned a coat
کت پوشید
donned gloves
دستکش پوشید
donned a costume
لباس مبدل پوشید
donned a gown
لباس شب پوشید
she donned her favorite dress for the party.
او لباس مورد علاقه خود را برای مهمانی پوشید.
the soldier donned his uniform with pride.
سرباز یونیفرم خود را با افتخار پوشید.
he donned a hat to shield himself from the sun.
او برای محافظت از خود در برابر آفتاب، یک کلاه پوشید.
after the shower, she donned a cozy robe.
بعد از حمام، او یک روپوش دنج پوشید.
they donned their hiking gear before hitting the trails.
آنها قبل از رفتن به مسیرهای پیادهروی، وسایل پیادهروی خود را پوشیدند.
the actor donned a costume for the role.
بازیگر برای نقش خود لباس پوشید.
he donned a smile as he greeted his guests.
او با لبخند مهمانان خود را خوشامد گفت.
she donned a brave face despite feeling nervous.
او با وجود احساس اضطراب، چهره شجاعی به خود گرفت.
the team donned their jerseys before the game.
تیم قبل از بازی پیراهنهای خود را پوشید.
on halloween, the children donned their costumes early.
در هالووین، کودکان لباسهای خود را زود پوشیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید