| جمع | doomsters |
doomster alert
هشدار پیشگوییکننده
doomster mentality
نگرش پیشگوییکننده
doomster prediction
پیشبینی پیشگوییکننده
doomster scenario
سناریوی پیشگوییکننده
doomster culture
فرهنگ پیشگوییکننده
doomster outlook
دیدگاه پیشگوییکننده
doomster vibes
احساسات پیشگوییکننده
doomster theory
تئوری پیشگوییکننده
doomster narrative
داستان پیشگوییکننده
doomster warning
هشدار پیشگوییکننده
many people consider him a doomster because he always predicts disasters.
بسیاری از مردم او را یک پیشگوی بدشانسی میدانند زیرا همیشه بلایای احتمالی را پیشبینی میکند.
the doomster's warnings about the economy have caused panic among investors.
هشدارهای پیشگو در مورد اقتصاد باعث وحشت سرمایهگذاران شده است.
despite the doomster's claims, the project is progressing well.
با وجود ادعاهای پیشگو، پروژه به خوبی در حال پیشرفت است.
his doomster attitude often dampens the team's spirit.
نگرش پیشگو اغلب روحیه تیم را کاهش میدهد.
people are tired of listening to the doomster's negative predictions.
مردم از شنیدن پیشبینیهای منفی پیشگو خسته شدهاند.
the media often features doomsters who exaggerate the risks of climate change.
رسانهها اغلب پیشگوهایی را نشان میدهند که خطرات تغییرات آب و هوایی را اغراق میکنند.
being a doomster can lead to a very lonely existence.
یک پیشگو بودن میتواند منجر به یک زندگی بسیار تنهایی شود.
some see the doomster as a realist, while others view him as overly pessimistic.
برخی او را یک واقعبین میبینند، در حالی که دیگران او را بیش از حد بدبین میدانند.
the doomster's predictions failed to materialize, surprising everyone.
پیشبینیهای پیشگو تحقق نیافتند و همه را شگفتزده کرد.
in discussions, the doomster often brings up worst-case scenarios.
در بحثها، پیشگو اغلب سناریوهای بدترین حالت را مطرح میکند.
doomster alert
هشدار پیشگوییکننده
doomster mentality
نگرش پیشگوییکننده
doomster prediction
پیشبینی پیشگوییکننده
doomster scenario
سناریوی پیشگوییکننده
doomster culture
فرهنگ پیشگوییکننده
doomster outlook
دیدگاه پیشگوییکننده
doomster vibes
احساسات پیشگوییکننده
doomster theory
تئوری پیشگوییکننده
doomster narrative
داستان پیشگوییکننده
doomster warning
هشدار پیشگوییکننده
many people consider him a doomster because he always predicts disasters.
بسیاری از مردم او را یک پیشگوی بدشانسی میدانند زیرا همیشه بلایای احتمالی را پیشبینی میکند.
the doomster's warnings about the economy have caused panic among investors.
هشدارهای پیشگو در مورد اقتصاد باعث وحشت سرمایهگذاران شده است.
despite the doomster's claims, the project is progressing well.
با وجود ادعاهای پیشگو، پروژه به خوبی در حال پیشرفت است.
his doomster attitude often dampens the team's spirit.
نگرش پیشگو اغلب روحیه تیم را کاهش میدهد.
people are tired of listening to the doomster's negative predictions.
مردم از شنیدن پیشبینیهای منفی پیشگو خسته شدهاند.
the media often features doomsters who exaggerate the risks of climate change.
رسانهها اغلب پیشگوهایی را نشان میدهند که خطرات تغییرات آب و هوایی را اغراق میکنند.
being a doomster can lead to a very lonely existence.
یک پیشگو بودن میتواند منجر به یک زندگی بسیار تنهایی شود.
some see the doomster as a realist, while others view him as overly pessimistic.
برخی او را یک واقعبین میبینند، در حالی که دیگران او را بیش از حد بدبین میدانند.
the doomster's predictions failed to materialize, surprising everyone.
پیشبینیهای پیشگو تحقق نیافتند و همه را شگفتزده کرد.
in discussions, the doomster often brings up worst-case scenarios.
در بحثها، پیشگو اغلب سناریوهای بدترین حالت را مطرح میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید