Finding Dory
پیدا کردن دوری
Wooden dories rest on the shore of a lagoon in Nueva Armenia on the Honduran coast.
قایقهای چوبی دوري در ساحل یک حوضچه در نووا آرمنیا در سواحل هندوراس استراحت میکنند.
Crystal capacitors, dories, power stones, and psionic tattoos are always psionic items.
خازنهای کریستالی، قایقهای کوچک، سنگهای قدرتمند و خالکوبیهای روانشناختی همیشه اقلام روانشناختی هستند.
Finding Dory is a popular animated movie.
پیدا کردن دوري یک فیلم انیمیشنی محبوب است.
The blue tang fish is also known as a dory.
ماهی آبی رنگ تانگ نیز به عنوان دوري شناخته میشود.
She went fishing for dory off the coast.
او برای گرفتن دوري در سواحل ماهیگیری رفت.
The dory boat was used for fishing.
از قایق دوري برای ماهیگیری استفاده میشد.
They caught a large dory during their fishing trip.
آنها در طول سفر ماهیگیری خود یک دوري بزرگ گرفتند.
The dory fish is known for its delicious taste.
ماهی دوري به دلیل طعم خوشمزهاش شناخته شده است.
The fisherman sold fresh dory at the market.
ماهیگیر دوري تازه را در بازار فروخت.
The dory fillet was cooked with lemon and herbs.
فیله دوري با لیمو و گیاهان پخته شد.
Dory is a type of fish commonly found in the Atlantic Ocean.
دوري نوعی ماهی است که معمولاً در اقیانوس اطلس یافت میشود.
The dory swam gracefully in the aquarium.
دوري به طور ظریف در آکواریوم شنا کرد.
Finding Dory
پیدا کردن دوری
Wooden dories rest on the shore of a lagoon in Nueva Armenia on the Honduran coast.
قایقهای چوبی دوري در ساحل یک حوضچه در نووا آرمنیا در سواحل هندوراس استراحت میکنند.
Crystal capacitors, dories, power stones, and psionic tattoos are always psionic items.
خازنهای کریستالی، قایقهای کوچک، سنگهای قدرتمند و خالکوبیهای روانشناختی همیشه اقلام روانشناختی هستند.
Finding Dory is a popular animated movie.
پیدا کردن دوري یک فیلم انیمیشنی محبوب است.
The blue tang fish is also known as a dory.
ماهی آبی رنگ تانگ نیز به عنوان دوري شناخته میشود.
She went fishing for dory off the coast.
او برای گرفتن دوري در سواحل ماهیگیری رفت.
The dory boat was used for fishing.
از قایق دوري برای ماهیگیری استفاده میشد.
They caught a large dory during their fishing trip.
آنها در طول سفر ماهیگیری خود یک دوري بزرگ گرفتند.
The dory fish is known for its delicious taste.
ماهی دوري به دلیل طعم خوشمزهاش شناخته شده است.
The fisherman sold fresh dory at the market.
ماهیگیر دوري تازه را در بازار فروخت.
The dory fillet was cooked with lemon and herbs.
فیله دوري با لیمو و گیاهان پخته شد.
Dory is a type of fish commonly found in the Atlantic Ocean.
دوري نوعی ماهی است که معمولاً در اقیانوس اطلس یافت میشود.
The dory swam gracefully in the aquarium.
دوري به طور ظریف در آکواریوم شنا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید