dormobile

[ایالات متحده]/ˈdɔːməʊbiːl/
[بریتانیا]/ˈdɔrməˌbiːl/

ترجمه

n. وسیله‌ای که برای استفاده به عنوان یک خوابگاه سیار طراحی شده است
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

dormobile rental

اجاره‌ی دورموبایل

dormobile trip

سفر با دورموبایل

dormobile adventure

ماجراجویی با دورموبایل

dormobile travel

سفر با دورموبایل

dormobile camping

کمپینگ با دورموبایل

dormobile holiday

تعطیلات با دورموبایل

dormobile experience

تجربه با دورموبایل

dormobile lifestyle

سبک زندگی با دورموبایل

dormobile owner

صاحب دورموبایل

dormobile tour

تور با دورموبایل

جملات نمونه

we decided to take a road trip in our new dormobile.

ما تصمیم گرفتیم یک سفر جاده‌ای با دَرموبیل جدیدمان داشته باشیم.

the dormobile was perfect for our camping adventure.

دَرموبیل برای ماجراجویی کمپینگ ما عالی بود.

she loves decorating her dormobile for summer trips.

او عاشق تزئین دَرموبیل خود برای سفرهای تابستانی است.

we packed all our gear into the dormobile.

ما تمام وسایل خود را در دَرموبیل بستیم.

driving a dormobile gives you a sense of freedom.

رانندگی با دَرموبیل به شما احساس آزادی می‌دهد.

they converted an old van into a cozy dormobile.

آنها یک ون قدیمی را به یک دَرموبیل دنج تبدیل کردند.

our family loves to travel in the dormobile during holidays.

خانواده ما عاشق سفر با دَرموبیل در تعطیلات است.

the dormobile had all the amenities we needed for a weekend getaway.

دَرموبیل تمام امکاناتی که برای یک سفر آخر هفته به آن نیاز داشتیم را داشت.

after a long drive, we finally parked the dormobile by the lake.

بعد از یک رانندگی طولانی، بالاخره دَرموبیل را کنار دریاچه پارک کردیم.

we spent the night in the dormobile under the stars.

ما شب را زیر ستارگان در دَرموبیل گذراندیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید