dorps

[ایالات متحده]/dɔːp/
[بریتانیا]/dɔrp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک روستای کوچک؛ یک سکونتگاه

عبارات و ترکیب‌ها

dorp life

زندگی در روستا

dorp culture

فرهنگ روستا

dorp community

جامعه روستایی

dorp festival

جشنواره روستا

dorp market

بازارچه روستا

dorp square

میدان روستا

dorp house

خانه روستایی

dorp road

جاده روستا

dorp tradition

آد و رسوم روستا

dorp story

داستان روستا

جملات نمونه

he lives in a small dorp by the river.

او در یک دهکده کوچک کنار رودخانه زندگی می‌کند.

the dorp has a beautiful church in the center.

دهکده دارای یک کلیسای زیبا در مرکز است.

many people in the dorp know each other.

بسیاری از مردم در دهکده یکدیگر را می‌شناسند.

children often play in the fields around the dorp.

کودکان اغلب در مزارع اطراف دهکده بازی می‌کنند.

the dorp is famous for its annual festival.

دهکده به دلیل جشنواره سالانه خود مشهور است.

there are few shops in the dorp, but they are friendly.

چند مغازه در دهکده وجود دارد، اما آنها دوستانه هستند.

life in the dorp is peaceful and quiet.

زندگی در دهکده آرام و ساکت است.

visitors are always welcome in the dorp.

بازدیدکنندگان همیشه در دهکده استقبال می‌شوند.

the dorp is surrounded by beautiful mountains.

دهکده توسط کوه‌های زیبا احاطه شده است.

every dorp has its own unique charm.

هر دهکده دارای جذابیت منحصر به فرد خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید